تبليغاتX
ایران نما -
 
ایران نما
 
 
ایران جوان و آینده
 

آ-۱۰ تاندربولت ۲ 

-۱۰ تاندربولت ۲ (A-10 Thunderbolt II) از جمله اولين هواپيماهاي نظامي آمريکايي است که براي حمايت نزديک از نيروهاي زميني به هنگام نبرد طراحي و ساخته شده است.

اين هواپيما که طرحي ساده اما کارآمد دارد با دو موتور جت و گنجايش يک خلبان، براي مقابله با اهداف زميني مانند تانک، زره‌پوش‌هاي مسلح و ديگر اهداف نظامي مسلح به‌کار مي‌رود.

پشتيباني از نيروهاي خودي در شب و روز از فاصله نزديک از جمله ديگر توانايي‌هاي اين هواپيماي نظامي است. کاربردهايي نظير جستجو و نجات سربازان گمشده و يا آنان که دچار سانحه شده‌اند نيز بسادگي با اين هواپيما قابل انجام است.

اين هواپيماي نظامي را که به وارتاگ (
Warthog گراز وحشي افريقايي) مشهور است مي‌توان نسل بعدي هواپيماهاي پ-۴۷ تاندربولت (P-47 Thunderbolt)، مربوط به جنگ جهاني دوم، ناميد.

بال‌هاي بلند اين هواپيما به آن قدرت مانور زياد در سرعت کم و ارتفاع پايين مي‌دهد. برخاست و فرود در مدت‌زمان کوتاه از ديگر ويژگي‌هاي اين هواپيماي نظامي است که به‌کارگيري آن را در نزديکي جبهه‌هاي نبرد هم ممکن مي‌کند.

اين هواپيما مي‌تواند مدت‌ها با سرعت نسبتاً کم
۳۲۰ کيلومتر در ساعت در ارتفاع پائين‌تر از ۳۰۰ متري زمين با شعاع ديد حدود ۴/۲ کيلومتر، حرکت کند. با اين ويژگي‌ها آ-۱۰ مي‌تواند نقطه ضعف جنگنده‌هاي پر سرعت را -که توان زدن هدف‌هاي کوچک با سرعت کم را ندارند- پوشش دهد.

موتورهاي توربو جت اين هواپيما از نوع
TF-34-100/A شرکت جنرال الکتريک است که در بالاي دو بال کوچک پشت هواپيما نصب شده‌اند. به منظور پايدارسازي سازه نگهدارنده موتور، دو استابلايزر بصورت عمودي در دو انتهاي بال‌هاي پشتي قرار داده شده است.


مسلسل گاتلينگ
۳۰ ميليمتري که بر روي اين هواپيما تعبيه شده است ۳۹۰۰ گلوله در دقيقه شليک مي‌کند و توسط سيستم‌هاي کنترل الکترونيکي مرتبط با سيستم‌هاي ناوبري بسادگي قابليت آتش روي اهداف متحرک را مهيا مي‌کند.

سيستم ديد در شب اين هواپيما به خلبان امکان مي‌دهد به‌هنگام شب اطراف را بوضوح مشاهده کند. اطراف محوطه‌اي که خلبان مي‌نشيند توسط بدنه محکم از جنس تيتانيوم محافظت مي‌شود.

برخلاف نسل قبلي، اين هواپيما مي‌تواند حتي در صورت انفجار، خلبان را به بيرون پرتاب کند و او را نجات دهد. وجود سيستم‌هاي موازي کنترل جنگ در اين هواپيما به خلبان اجازه مي‌دهد تا در مواردي که سامانه خودکار صدمه ديده‌است و حتي امکان کنترل‌هاي هيدروليک وجود ندارد، بصورت دستي هواپيما را تا مقصد هدايت کند.


قابليت تعمير و تعويض سريع قطعات به نيروهاي نظامي امکان مي‌دهد تا بتوانند اين هواپيما را در صورت صدمه ديدن در جبهه جنگ، حتي بدون بردن به آشيانه، براي پرواز بعدي آماده کنند.

اولين نوع از اين هواپيما در سال
۱۹۷۵ ساخته شد و تحويل يکي از پايگاه‌هاي نيروي هوايي آمريکا گرديد.

در جنگهاي دهه
۱۹۸۰ در اروپاي شرقي از اين هواپيما براي مقابله با تانک‌هاي روسي استفاده شد.

در جنگ خليج فارس سال
۱۹۹۱ نيروهاي آمريکايي بيش از ۸۱۰۰ سورتي پرواز با اين هواپيماي نظامي داشتند. بيش از ۹۰ درصد از موشک‌هاي زمين به هواي AGM-65 شليک شده در جنگ خليج فارس، توسط اين هواپيماها شليک شد. طي اين نبردها حدود ۱۰۰۰ تانک، ۲۰۰۰ نفربر و بيش از ۱۲۰۰ سلاح سنگين توپخانه از بين رفتند. اما برخلاف انتظار فقط ۵ فروند از اين هواپيما در اين جنگ سقوط کرد.

وزن هواپيما بدون متعلقات
۳۲۱/۱۱ تن، در حالت عادي ۷۸۲/۱۳ تن است. اين هواپيما مي‌تواند تا ۴/۸۵۳ تن سوخت و ۲۵۰/۷ تن مهمات جنگي با خود حمل کند.

هزينه تمام شده ساخت اين هواپيما حدود
۸/۹ ميليون دلار است.

پيش بيني مي‌شود اين گونه از هواپيماهاي جنگي تا سال
۲۰۲۸ در خدمت باشند و پس از آن با گونه هواپيماي اف۳۵ جنگنده تهاجمي مشترک (F35 Joint Strike Fighter) جايگزين شوند. جنگنده تهاجمي مشترک هواپيمايي است که آمريکا با مشارکت متحدان اروپايي خود بخصوص انگليس درحال ساخت آن است.

 

ماموريت ويژه براي گراز پير، A-10 

در مدت 5 سال در دهه 1970 نيروي هوايي ايالات متحده 3 نوع هواپيما تحويل گرفت که در آينده به قلب تپنده اين نيرو در عمليات هاي جنگي تبديل شدند. نخست جنگنده F-15 ايگل با توانايي پرواز با سرعت 2 ماخ در سال 1973 معرفي شد و جنگنده برتري هوايي ايالات متحده لقب گرفت. پس از آن F-16 فالکن وارد خدمت گرديد و نقش هاي گوناگوني را در عمليات هاي نظامي سراسر جهان به عهده گرفت. و سپس نوبت معرفي A-10 يا (گراز زگيلدار!) رسيد.


براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد

چند دهه پس از آنکه بال هاي پسگرا و دماغه نوک تيز، نماي ظاهري استاندارد هواپيماهاي جنگي شده بودند، در سال 1976 هواپيماي
A-10 که تاندربولت2 (صاعقه) لقب گرفت - با ظاهر غير معمول خود تعجب همگان را برانگيخت. از ميان ويژگي هاي آن مي توان به بال هاي ضخيم، مستقيم و دماغه پخ، سرعت بيشينه اي که به سختي به هواپيماي P-51 جنگ جهاني دوم مي رسيد، دم دوتايي بسيار بزرگ و دو موتور توربوفن که در بالاترين بخش عقبي بدنه نصب شده، اشاره کرد. اين طراحي عجيب و غير معمول بي دليل نبود. پس از جنگ ويتنام و به کار گرفتن هواپيماهاي فانتوم F-4 در حمله به اهداف زميني، A-10 اساسا به منظور حمله به اهداف زميني و مقاومت بالا در برابر خسارت هاي وارده، طراحي و ساخته شد. به ويژه در دوراني که امريکا در جنگ سرد با شوروي به سر مي برد تنها يک ماموريت ويژه براي A-10 در نظر گرفته شده بود: از بين بردن تانک ها.


براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد

در آن روزها گروه هاي بي شماري از تانک هاي شوروي در نزديکي مرز آلمان غربي و ديگر کشورهاي اروپايي موضع گرفته بودند و در اين سوي مرزها صدها
A-10 با موشک هاي ضدتانک و توپ 30 م م مرگبار خود انتظار آن ها را مي کشيدند. توپي که مي توانست در هر ثانيه 70 گلوله 2 پوندي ويرانگر شليک کند.
توان آتش تاندربولت تنها ويژگي اين هواپيما نيست. مقاومت بالا در برابر پدافند شديد نيروهاي روسي مي توانست تهاجم همه جانبه آن ها را با تاخير مواجه کند، مسئله مهمي که با رسيدن نيروهاي هم پيمان مي توانست نتيجه جنگ را عوض کند. خلبانان اين هواپيما هم از نقش تاخيري خود به خوبي آگاه بودند و خود را به شوخي "سرعت گير جاده" مي ناميدند!
نياز به هواپيماي ضدتانک هيچ گاه تکذيب نمي شد ولي در مورد اينکه آيا تاندربولت مي تواند اين وظيفه را به عهده بگيرد يا خير مباحث بسياري درگرفت. مقامات نيروي هوايي تمايل داشتند براي انجام اين ماموريت گونه بهسازي شده اي از
F-16 را جايگزين A-10 کنند پس از پايان جنگ سرد شايعاتي مبني بر فرستادن اين هواپيما به گورستان هواپيماها بر سر زبان ها افتاد. اين شايعات هيچ گاه از سوي مقامات رسمي تاييد نشد، ولي شواهد دليلي بر اين مدعا بودند. برنامه پروازي خلبانان اين هواپيماها کاهش يافته و حتي به نيروهاي تحت تعليم در پايگاه هاي هوايي گفته شد که در آينده برنامه هاي آموزشي آنها تغيير خواهد کرد.


براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد

اما با وقوع جنگ خليج فارس و نمايش ديدني تاندربولت ها در از بين بردن صدها دستگاه کاميون و توپ و خودروهاي زرهي در عمليات طوفان صحرا، نشان داد طراحي اين هواپيما بسيار دقيق و ماهرانه و مطابق با ماموريت محوله بوده است. تاندربولت ثابت کرد که هواپيمايي پرتوان و قابل اطمينان است.
در پاييز سال 1990 و هنگامي که جنگ در خليج فارس آغاز شد، نياز به ايجاد تغييراتي در
A-10 ها آشکار گشت. زيرا اين هواپيما را براي جنگ با شوروي و آن هم در اروپا آماده کرده بودند. هنگامي که ارتش امريکا در خليج فارس درگير جنگ هاي شبانه شد نياز به A-10 بيشتر پديدار گشت. در اين زمان گروهي از خلبانان براي ماموريتي ويژه داوطلب شدند، پرواز در ميدا نبرد در تاريکي مطلق. خلبانان از نمايشگر هاي 6 اينچي، متصل به جستجوگر هاي فروسرخ روي موشک هاي ماوريک خود بهره مي بردند. هنگامي که خلبانان موشک هاي ماوريک را شليک مي کردند از منورهاي زمان جنگ جهاني دوم بهره مي بردند. اين گروه از خلبانان طي جنگ با همين روش تعداد چشمگيري از اداوات نظامي عراق را بدون تلفات از بين بردند و اين افتخاري بزرگ براي آنان بود. از اين زمان نام جديدي براين هواپيما نهاده شد و آن "نايت هاگ" يا "گراز شب" بود. جنگ خليج نظر بسياري از منتقدان نسبت به اين هواپيما را عوض کرد.


براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد

خلبانان
A-10 در اين جنگ سپاسگذار مهندساني بودند که با طراحي بي نظير خود مقاومت اين هواپيما در برابر ضربات وارده را به بالاترين حد رسانده بودند. به گونه اي که آنها مي توانستند با هواپيمايي که سوراخ سوراخ شده، سالم به مبدا بازگردند. بخشي از قابليت هايي که مقاومت اين هواپيما را به حداکثر مي رساند به قرار زير است:

کابين خلبان
A-10 با پوششي از تيتانيم حفاظت مي شود و سامانه هاي حفاظتي بيشتري نيز در محل هاي گوناگون براي محافظت بيشتر نصب شده اند. موتورهاي اين هواپيما صداي بسيار کمي دارند و به راحتي در منطقه جنگي قابل تعويض و تعمير هستند. خروجي اين موتورها مستقيما بالاي سکان افقي هواپيما قرار دارد و در نتيجه از آنها در برابر موشک هاي پدافند زميني فروسرخ محافظت مي کند.
شيشه کابين خلبان 1.5 اينچ ضخامت دارد و ضد گلوله ساخته شده است. اين هواپيما قادر است تنها با يکي از دو دم خود به پرواز لدامه دهد. سوخت در مخازني در ارابه فرود حمل شده و در صورت آسيب ديدن بال ها خطري مخازن سوخت را تهديد نمي کند. همچنين اين مخازن از سامانه هاي اتفا حريق کارامدي برخوردارند. بارها اين سامانه ها بودن اطلاع خلبان در طي درگيري، آتش سوزي داخل هواپيما را خاموش کردند و خدمه پس از فرود از آتش سوزي ايجاد شده مطلع مي گشتند.
در عمليات طوفان صحرا دو خلبان
A-10 که سامانه هاي هيدروليکي هواپيماي آن ها به شدت آسيب ديده بود، توانستند با کمک سامانه هاي هدايت دستي به سلامت بازگشته و به زمين بنشينند. اين سامانه ها سيستم هيدروليک را قطع کرده و هدايت با سيم را ممکن مي سازند. يک خلبان ديگر در حالي که 378 سوراخ در بدنه هواپيمايش ايجاد شده بود ، توانست به پايگاه بازگردد. کاري که بدون صفحات تيتانيمي غير ممکن بود.


براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد

امروزه تاندربولت که اساسا براي حمله به اهداف زميني طراحي شده بود، دستخوش تغييرات و بهسازي هاي فراواني شده که آن را از مامورت اصلي خود فراتر برده است.
A-10 هايي که امروزه پرواز مي کنند آن هايي نيستند که در جنگ خليج فارس شرکت کردند. شايد بد نباشد آن ها را با علامت مشخصه A-10P معرفي کنيم تا نشان دهيم تا چه حد با پيشينيان خود متفاوت هستند. کليد اصلي اين تفاوت ها شايد بتوان سامانه رايانه اي هدفگيري دقيق در ارتفاع کم (LASTE) دانست. اين سامانه در جنگ خليج هم روي تاندربولت نصب شد ولي در آن هنگام، اين فناوري نويني بود که براي استفاده در ميادين نبرد چندان مناسب نبود. نصب اين سامانه بر روي A-10 هاي امروزي بسيار متداول است. اگرچه A-10 به سامانه هايي نياز داشت تا به کمک آن ها بتواند از ارتفاعات بالا سلاح هاي خود به سوي هدف شليک کند. در جنگ خليج خلبانان از ترس پدافند ارتفاع خود را در حدود 12000 پا حفظ مي کردند. ارتفاعي که از برد بسياري از سلاح هاي شانه پرتاب بيشتر بود. در اين هنگام دقت شليک کاهش پيدا مي کرد که آن را با افزايش حجم شليک جبران مي کردند. گاهي براي اطمينان از انهدام يک توپ به شليک 12 بمب از دو هواپيما نياز بود.
خلبانان عمليات طوفان صحرا ساعت هاي زيادي را صرف يادگرفتن علوم پرتاب بمب مي کردند. اين آموزش ها شامل اندازه گيري دماي محيط اطراف، غلظت هوا در آن ارتفاع، زاويه شيرجه و... بود که به خلبان اجازه مي داد تا تنظيمات سامانه هاي نشانه روي را با شرايط محيطي سازگار کند. خلبانان به خوبي مي دانستند که بايد همه اين محاسبات را در عرض چند ثانيه انجام دهند، درست در زماني که دماغه رو به پايين بود و تاندربولت به سمت زمين شيرجه مي رفت. اگرچه اين محاسبات در تمرين هاي بسيار سخت طاقت فرسا بودند ولي کارايي خود را در طول عمليات هاي جنگي به خوبي نشان دادند. در واقع هيچ فناوري دقيق وجود نداشت و هدفگيري تنها به هنر خلبان بستگي داشت.
LASTE پايان همه اين مشکلات بود. سامانه به طور منظم اطلاعات دريافتي را پردازش مي کند و در هنگام شيرجه زمان مناسب براي شليک را به خلبان اعلام مي کند. قبل از نصب اين سامانه خلبانان 300 تا 400 بار پرتاب بمب را تمرين مي کردند تا به مهارت لازم برسند. ولي با سامانه LASTE يک فرد ناوارد هم به راحتي مي توانست به اهداف حمله کرده و آن ها را منهدم کند. هم اکنون اگر يک A-10 به يک تانک حمله کند، تانک شانسي براي سالم ماندن نخواهد داشت. دقت در هدفگيري ديگر به انسان بستگي ندارد و همه چيز به سامانه ها سپرده شده است.
برخي از خلبانان عملکرد توپ 30 م م را پس از نصب
LASTE شگفت انگيز ارزيابي کرده اند. با اين سامانه مي توان از ارتفاع 15000 پايي هم به هدف شليک کرد و گلوله هاي توپ از آن فاصله هم کارساز هستند.


براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد

SAS سامانه استاندارد روي A-10 است و انجام مانورهاي تاب و غلت را در اين هواپيما کنترل کرده و تسهيل مي کند. برخلاف F-16 که هدايت آن بدون رايانه غير ممکن است، تاندربولت هواپيماي پايداري است. در هنگام شليک علاوه بر LASTE مي توان از SAS هم کمک رفت. زيرا نيروي که توپ هواپيما در هنگام شليک به آن وارد مي کند بسيار زياد است و هواپيما به اين سو و آن سو پرتاب مي شد.
از بهسازي هاي ديگر در نظر گرفته شده براي
A-10 عينک ديد در شب است. پيش از عمليت طوفان صحرا خلبانان تمريناتي را براي عمليات هاي شبانه داشتند. اما عمده تمرينات در روز بود. خلبانان در نبرد با عراق از حسگرهاي خاصي بر روي موشک هاي ماوريک خود براي ديد در تاريکي يا دود يا مه استفاده مي کردند. آزمايش ها براي ساخت عينکي مناسب بلافاصله پس از جنگ آغاز شد و هم اکنون عينک ديد در شب جزو سامانه هاي استاندارد تاندربولت است. با اين حال اين سامانه چندان هم خالي از عيب نيست. اين عينک ها به خلبان ميدان ديدي در حدود 40 درجه مي دهند. که اين محدوديت خلبان را در عمليات هاي تهاجمي با مشکلاتي جدي مواجه مي کند. محدوده ديد طبيعي بسيار بيشتر از اين است و خلبان بايد مداوم گردن خود را حرکت دهد. ديد بد و ناکافي که افق را تيره و تار مي سازد باعث سرگيجه خلبان مي شود.و نگاه کردن مستقيم به ماه همچون نگاه کردن به خورشيد مي تواند خطرناک باشد.
خلبانان در کل از سامانه هاي ديد در شب راضي هستند زيرا شب را براي آنها مانند روز خواهد کرد.


براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد

پذيرش
A-10 و به خدمت گرفتن آن از سوي خلبانان حمايت مي شود. خلبانان اين هواپيما عاشق پرواز با آن هستند و از اين پرواز لذت مي برند. يک خلبان A-10 مي گويد: براي من اصلا مهم نيست اين هواپيما تا چه اندازه زشت است. من به اين هواپيما عشق مي ورزم.
بهسازي ها براي اين هواپيما هنوز ادامه دارد و پيش بيني مي شود تا ظهور کامل پرنده
JSF ، تاندربولت همچنان نقش فعال و موثر خود را حفظ کند.


براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد

***
منبع: مجله صنايع هوايي شهريور 79

 

آذرخش ) به طرز چشم گيري شبيه هواپيماي جنگنده - بمب افکن F/A 18 ساخت [[آمريکا] است که به اختصار F18 خوانده مي شود. بيشترين شباهت در دو سکان عمودي زاويه دار نسبت به محور طولي و صفحات جانبي در کناره هاي هواپيما تا کناره کابين مي باشد. لازم به ذکر است نمونه اوليه - هواپيماي اف5 - داراي يک سکان عمودي بوده و فاقد صفحات مذکور در کنار بدنه مي باشد. در ضمن لازم به ذکر است که سابقه طراحي هواپيما جنگنده در ايران به بعد از انقلاب مي رسد و طراحي اين گونه هواپيما ها کاملا ايراني و بومي بوده است و دليل شباهت اين گونه هواپيما ها به نمونه آمريکايي آن اين است که اکثر خلبانان و متخصصين ايراني طراح اين هواپيما ها در ايلات متحده تحصيل و آموزش ديده اند و در آمريکا نيز از اين متخصصين در طراحي هواپيما چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب استفاده مي شود . ظاهرا ابزار ناوبري اويونيک اين پرنده دستخوش تغييرات اساسي گرديده است و از سامانه هاي روسي در آن استفاده گرديده است. کابين اين جنگنده از تجهيزات جديد شامل نشان دهنده هاي دي جي تال و مانيتورهاي LCD يا پلاسماي مايع استفاده گسترده گرديده است. در بخش تجهيزات خدمه پروازي نيز تغييرات اساسي بچشم مي خورد، به صورتي که از کلاه هاي پروازي هوشمند جهت هرچه کمتر گرديدن بار کاري خلبان و افسر کمک استفاده گرديده است.

نيروي پيشران

جنگندهٔ آذرخش از دو موتور روسي آردي-۳۳ استفاده مي‌کند. اين جنگنده بيشتر براي عمليات هاي هوا به زمين طراحي شده ولي در کنارآن توانايي جنگ هوايي را نيز دارد. پيشرانه اين هواپيما دو دستگاه موتور RD-۳۳ (موتور جنگنده ميگ)است که از موتورهاي هواپيماي اف-۵ بسيار قدرتمندتر بوده و امکان پرواز تا سرعتهاي ۱٫۵ تا ۱٫۷ ماخ را به اين هواپيما مي‌دهد. که البته کمي و يا مقداري کمتر از صاعقه (هواپيما) است.

 

مقايسه با اف5

هواپيماي آذرخش را مي‌توان يک جنگنده اف-۵ دانست که در آن مساحت بال ها تا حدودي افزايش يافته و موتورها و اويونيک آن با نمونه‌هاي جديدتر روسي تعويض گشته‌است. مشهودترين تفاوت اين هواپيما با جنگنده اف-۵، ورودي موتورهاي به وضوح بزرگ‌ تر آن است که در نتيجه نصب موتور قدرتمند تر و نياز به ورودي هواي بزرگ‌تر حاصل آمده‌است. همچنين تغييرات واضحي در سکان عمودي آن پديد آمده که مي‌توان از آن ها به عنوان عوامل کنترل کنندهٔ مانور پذيري فوق العاده و بعضا خارج از کنترل F-۵ دانست. وزن اين جنگنده در حالت عادي حدود 8 تن و در حالت حد اکثر بين 15 تا 18 تن خواهد بود، گفتني اين جنگنده مي‌تواند حدود 4000 تا 4500 کيلوگرم تسليحات با خود حمل کند.

امکانات

رادار اين هواپيما از نوع N۰۱۹-ME که در ايران بهسازي شده تا کارايي آن بر ضد اهداف زميني افزايش يابد و برد اين هواپيما نيز مانند هواپيماي صاعقه در حدود ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ کيلومتر است. اين هواپيما يعني جنگنده آذرخش بيشتر و در واقع براي حمله به اهداف زميني طراحي و ساخته شده‌است و توانايي جنگ هوايي را نيز دارا است که کاملاً ساخت ايران بوده و براي جايگزيني است. هواپيماي اف5 و به تبع آن آذرخش به دليل کوچکي قابليت حمل مقدار کمي سوخت را دارد که باعث کوتاه شدن برد هواپيما نسبت به هواپيماهاي هم عصر خود مانند اف4 مي شود. (هواپيماي اف4 مي تواند هم وزن هواپيماي اف5 سوخت با خود حمل کند.) به همين دليل در زمان جنگ از اين هواپيما بيشتر به عنوان هواپيماي گشتي شناسايي و يا جهت بمباران اهداف نزديک استفاده مي شد. و البته همين کمبود سوخت قابليت درگيري با اهداف هوايي و انجام جنگ هوايي يا Dog Fightt را به شدت کاهش مي دهد.

 

 

 

    وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح گفت : پرواز آزمايشي دو فروند از نسل جديد هواپيماي جنگنده آذرخش به نام "صاعقه " فردا در آستانه هفته دفاع مقدس انجام مي شود.





واحد مرکزي خبر :سردار سرتيپ مصطفي محمدنجار افزود: اين پرواز را خلبانان شجاع نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران انجام خواهند داد و اين دو فروند هواپيما در رژه نيروهاي مسلح در روز 31 شهريور رسماً به ناوگان نيروي هوايي ارتش ملحق خواهد شد.

وي اضافه کرد:جنگنده پيشرفته " صاعقه " کار و محصول مشترک صنايع هوايي وزارت دفاع و نيروهاي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران است.

وزير دفاع در ادامه افزود..طرح بعدي که در هفته دفاع مقدس به بهره برداري مي رسد مخازن سوخت انعطاف پذير براي انواع بالگرد است که به همت پژوهشگران دانشگاه صنعتي مالک اشتر وزارت دفاع طراحي و ساخته شده و طرحي بسيار مهم و راهبردي است.

وي اضافه کرد: اين طرح نخستين بار در خاورميانه اجرا مي شود و همزمان با آغاز سال تحصيلي در دانشگاه مالک اشتر به بهره برداري خواهد رسيد.

سرتيپ محمد نجار همچنين طرح سونار سه بعدي را از جمله طرحهايي دانست که در هفته دفاع مقدس افتتاح مي شود.

وي طراحي و ساخت اولين دستگاه رهايش از ارتفاع براي انواع ارابه فرود هواپيماهاي سبک و سنگين را که ديروز به بهره برداري رسيد از ديگر طرحهاي وزارت دفاع برشمرد.

وزير دفاع در ادامه افزود: رژه نيروهاي مسلح در روز 31 شهريور امسال ويژگي بسيار مهمي دارد و آن اين است که فقط تجهيزات و ادوات ساخت داخل در معرض ديد قرار خواهد گرفت.

وي خاطرنشان کرد: اکثر تجهيزات بومي و ساخت داخل نيروهاي مسلح با تلاش صنايع متنوع وزارت دفاع طراحي و توليد مي شود و به عبارتي مي توان رژه 31 شهريور امسال را در بخش تجهيزات به نوعي روز صنايع مستقل و بومي وزارت دفاع نيز ناميد و اين افتخاري بزرگ براي وزارت دفاع و مجموعه نيروهاي مسلح تلقي مي شود.

سرتيپ محمدنجار در بخش ديگري از سخنانش بهترين گزينه و مسير براي حل موضوع هسته اي ايران را از طريق ديپلماتيک و در چارچوب توافقات با آژانس بين المللي انرژي اتمي دانست و گفت ..مسير اقتصادي که همان تحريم است فاقد کارآيي و شکست خورده است.

وي افزود: ما براي پاسخگويي به تهديدات دشمن، گزينه ها و پاسخ هاي متنوعي در دست داريم که بنا به اقتضاء و شرايط از آن بهره خواهيم برد.سرتيپ محمد نجار در پايان ياد ايثار و جانفشاني رزمندگان دلاور هشت سال دفاع مقدس، شهداي والامقام، جانبازان فداکار و آزادگان مقاوم و نيز ياد امام راحل عظيم الشأن را گرامي داشت.


 

اين دو جنگنده که از نسل هواپيماهاي آذرخش هستند درپروازي 15 دقيقه اي بر فراز آسمان ايران ، آزمايش و امتحان خود را پس دادند و با موفقيت بر زمين نشستند .

جنگنده صاعقه ، کار و محصول مشترک سازمان صنايع هوائي وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و نيروي هوائي ارتش جمهوري اسلامي است و روز شنبه آينده همزمان با رژه نيروهاي مسلح ، به ناوگان نيروي هوائي ارتش خواهند پيوست .

در مراسم پرواز آزمايشي جنگنده هاي صاعقه ، وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و فرماندهان عاليرتبه ارتش حضور داشتند .



جنگنده صاعقه نسل پيشرفته بمب افکن شکاري



واحد مرکزي خبر:سردار مصطفي محمد نجار در حاشيه مراسم پرواز 2 فروند هواپيماي صاعقه در جمع خبرنگاران گفت: رزمندگان ما در ميدان دفاع از کشور همچون صاعقه، اردوگاه دشمن را با بمب هاي خود به آتش خواهند کشاند.

وزير دفاع با اشاره به انتخاب نام صاعقه براي اين هواپيما گفت: صاعقه پنج حرف دارد که نشان از صلابت، اراده، عقيده، قوام و همت انقلابي جوانان ايراني است.

نجارگفت: طرح صاعقه نماد روحيه انقلابي ، تفکر بسيجي و جهادي و محصول وحدت و همدلي است.

وي با اشاره به اينکه طرح صاعقه، اتحاد و همدلي‌ را در سال اتحاد ملي به معني واقعي کلمه متبلور کرد افزود: اميدواريم اين طرح که نماد روحيه انقلابي ، انسجام و وحدت متخصصان وزارت دفاع و نيروي هوايي و تحقق شعار ما مي توانيم است، با پرواز غرور آفرين خلبانان شجاع همچون صاعقه چشم دشمنان اين مرز و بوم را کور کند.

وي گفت: ما در ميدان دفاع از کشور همچون صاعقه اردوگاه دشمن را با موشک ها و بمب هاي خود به آتش خواهيم کشاند.

محمد نجار گفت: ما مي توانيم با وجود تحريم ، تخريب و فشارهاي سياسي و رواني و تبليغاتي دشمنانان نظام جمهوري اسلامي ايران را با قدرت بيشتر از پاي در بياوريم.

وزير دفاع با بيان اينکه امروز وزارت دفاع به همت متخصصان جوان خود اين توان را دارد تا هواپيماهاي 747 را در بزرگترين آشيانه خاورميانه تعمير کند افزود: در حال برنامه اي براي ساخت هواپيماهاي جديد توپولف 100 و 200 نفره با کشور روسيه هستيم.

وي با اشاره به اينکه با اين پيشرفت ها ما مي توانيم کشور خود را بسازيم و باعث توسعه و عمران و آبادي در کشور شويم گفت: در وزارت دفاع 6 نوع بالگرد توليد مي شود که بالگرد تهاجمي نيز در دست طراحي و ساخت است .

وزير دفاع به ساخت 4 نوع هواپيماي بدون سرنشين اشاره کرد و افزود: اين توان را داريم که بتوانيم براي شناسايي و عکسبرداري و هدفهاي چند منظوره از هواپيماهاي بدون سرنشين که در داخل کشور ساخته شده است استفاده کنيم که اين موضوع نيز در نوع خود پيروزي بزرگي براي نظام جمهوري اسلامي ايران بحساب مي آيد.

نجار در پايان گفت: جمهوري اسلامي ايران با وجود تحريم و محدوديت هاي فراوان و فشار رواني و تبليغاتي دشمن، همچنان نشاط و روحيه خود را حفظ کرده است.
منبع : سايت صدا و سيما

  

  

 

هواپيماي فانتوم اف-4 يك جنگنده دو موتوره با قابليت تبديل به يك بمب افكن بود كه مي توانست در هر آب و هوا و جوي به نبرد ادامه دهد. اين جنگنده قادر بود که سه نقش تاكتيكي هوايي مهم برتري هوايي، جلوگيري امكان پشتيباني هوايي، رهگيري و بمب افکن را انجام دهد كه اين مشخصه ها را در جنوب شرقي آسيا يعني در طي جنگ کمر شکن ويتنام نيز به عرصه عمل آورد.

 

فانتوم اولين پروازش را در ماه مي1958 به انجام رسانيد. اين جنگنده در حقيقت براي دفاع از ناوگان دريايي آمريكا طراحي شده بود كه نهايتاً در سال 1961 به خدمت در آمد. نيروي هوايي آمريكا فانتوم را براي پشتيباني هوايي بسته ارزيابي و سرانجام در سال 1962 مدل مخصوص نيروي هوايي آن را به تصويب و توليد رسانيد. جنگنده فانتوم II نيروي هوايي آمريكا، موجب به كار گماشتن فانتوم مدل سي نيز شد كه نخستين پروازش را در 27 مي 1963 انجام داد و تحويل اين محصول در نوامبر 1963 شروع گرديد. هواپيماي جنگنده اف-4 در نقش هوا به زمين دو بمب معمولي مي توانست حمل نمايد. اف-4 همچنين قادر به انجام پرواز هاي شناسايي نيز بوده و در ماموريت متوقف ساختن هواپيماهاي ديگر كه به ماموريت راسوي وحشي مشهور بود كاملاً موفق مي نمود. توليد هواپيماي اف-4 II درسال 1979 بعد از اينكه بيش از پنج هزار فروند فانتوم II توليد گرديد، يعني به تعداد بيش از 2600 فروند براي نيروي هوايي آمريكا، در حدود 1200 فروند براي ناوگان ها و نيروي دريايي و بقيه براي كشورهاي دوست كه شامل اسرائيل، ايران، يونان، اسپانيا، تركيه، كره جنوبي، آلمان غربي، استراليا ژاپن و بالاخره بريتانياي كبير مي شد، توليد پايان يافت.

 

چنان كه مي دانيم از اين جنگنده مشهور به شكلي گسترده در جنگ ويتنام استفاده گرديد. مدل هاي بعدي اين جنگنده به ياد ماندني هنوز در فهرست اموال نيروي هوايي آمريكا تا سال 1990 موجود و در حال فعاليت بودند. فانتوم ها ديگر در خدمت نيروي هوايي آمريكا نمي باشند در حالي كه هنوز در اكثر كشور هاي ديگر به پرواز در آمده و به خدمت گرفته مي شوند. جنگنده اف-4 مدل سي براي اولين بار در مي 1963 به پرواز در آمد و گارد ملي هوايي به پرواز در آوردن اف-4 سي را در ژانويه 1972 آغاز كرد. نيروي هوايي آمريكا اولين فانتوم II را در ژوئن 1978 دريافت كرد. مدل اف-4 دي با تغييرات عمده اي در بالا بردن دقت هدف گيري سلاح ها، به نيروي هوايي در سال 1966، به گارد ملي هوايي در سال 1977 و به مجموعه جنگنده هاي نيروي هوايي و انبار جنگنده هاي نيروي هوايي در سال 1980 تحويل گرديد. اولين جنگنده اف-4 ئي در اكتبر 1967 به نيروي هوايي آمريكا تحويل داده شد و متعاقباً گارد ملي هوايي نيز اولين اف-4 ئي را در سال 1985 و انبار جنگنده هاي نيروي هوايي در سال 1987  اولين اف-4 هاي خود را دريافت داشتند.

 

اين مدل از اف-4 با يك مخزن سوخت اضافه، لبه حمله باريك براي افزايش قدرت مانور دهي و موتورهاي بهبود يافته و يك توپ 20 ميليمتري دو لوله اي داخلي همراه سيستم كنترل آتش بهبود يافته عرضه شد. در سال 1973 اولين هواپيماي مدل اف-4 ئي همراه سيستم شناسايي هدف براي شناسايي تصويري دوربرد هوايي يا زميني عرضه گشت. هر سيستم به طور اساسي يك دوربين تلوزيوني با عدسي كانون متغير براي شناسايي درست هدف بود و همچنين سيستمي كه پيوتک ناميده مي شد، قابليت شبانه روزي تمام جوي را براي بدست آوردن و تعيين محل كردن اهداف زميني به وسيله ليزر و سلاح هاي هدايت شونده به وسيله مادون قرمز را فراهم مي آورد. ديگر تغييري كه كه دراين مدل ايجاد شده بود، چند كامپيوتر ديجيتالي جدا بود كه شامل سيستم هاي شليك موشك هاي هوا به هواي سايدوايندر و اسپارو  مي شد. به علاوه در مدل هاي ئي و جي سيستم ديجيتالي ARN-101 ناوبري، با سيستم جديد ناوبري LN-12 تعويض شده بود. با معرفي مدل هاي جديدتر هواپيما هاي  ديگر بيشتر سيستم هاي تواناي اف-4 فانتوم و مأموريت هاي آن نيز محدود شده و و مختص جلوگيري از دفاع هوايي دشمن گرديد. سرانجام فانتوم هاي اف-4 جي به مركز صد و نودمين اسكادران هواپيماهاي بازنشسته تعمير و نگهداري گارد ملي هوايي آيدائو واگذار گرديد و بدين گونه بود که تاريخ اين جنگنده ي افسانه اي جهان به پايان رسيد.

 

   فانتوم اف-4

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/23ساعت 19:51  توسط جعفر   | 
 
  بالا