|
ایران نما
|
||
|
ایران جوان و آینده |
آ-۱۰ تاندربولت ۲
-۱۰ تاندربولت ۲ (A-10 Thunderbolt II) از جمله اولين هواپيماهاي نظامي آمريکايي است که براي حمايت نزديک از نيروهاي زميني به هنگام نبرد طراحي و ساخته شده است.
اين هواپيما که طرحي ساده اما کارآمد دارد با دو موتور جت و گنجايش يک خلبان، براي مقابله با اهداف زميني مانند تانک، زرهپوشهاي مسلح و ديگر اهداف نظامي مسلح بهکار ميرود.
پشتيباني از نيروهاي خودي در شب و روز از فاصله نزديک از جمله ديگر تواناييهاي اين هواپيماي نظامي است. کاربردهايي نظير جستجو و نجات سربازان گمشده و يا آنان که دچار سانحه شدهاند نيز بسادگي با اين هواپيما قابل انجام است.
اين هواپيماي نظامي را که به وارتاگ (Warthog گراز وحشي افريقايي) مشهور است ميتوان نسل بعدي هواپيماهاي پ-۴۷ تاندربولت (P-47 Thunderbolt)، مربوط به جنگ جهاني دوم، ناميد.
بالهاي بلند اين هواپيما به آن قدرت مانور زياد در سرعت کم و ارتفاع پايين ميدهد. برخاست و فرود در مدتزمان کوتاه از ديگر ويژگيهاي اين هواپيماي نظامي است که بهکارگيري آن را در نزديکي جبهههاي نبرد هم ممکن ميکند.
اين هواپيما ميتواند مدتها با سرعت نسبتاً کم ۳۲۰ کيلومتر در ساعت در ارتفاع پائينتر از ۳۰۰ متري زمين با شعاع ديد حدود ۴/۲ کيلومتر، حرکت کند. با اين ويژگيها آ-۱۰ ميتواند نقطه ضعف جنگندههاي پر سرعت را -که توان زدن هدفهاي کوچک با سرعت کم را ندارند- پوشش دهد.
موتورهاي توربو جت اين هواپيما از نوع TF-34-100/A شرکت جنرال الکتريک است که در بالاي دو بال کوچک پشت هواپيما نصب شدهاند. به منظور پايدارسازي سازه نگهدارنده موتور، دو استابلايزر بصورت عمودي در دو انتهاي بالهاي پشتي قرار داده شده است.
مسلسل گاتلينگ ۳۰ ميليمتري که بر روي اين هواپيما تعبيه شده است ۳۹۰۰ گلوله در دقيقه شليک ميکند و توسط سيستمهاي کنترل الکترونيکي مرتبط با سيستمهاي ناوبري بسادگي قابليت آتش روي اهداف متحرک را مهيا ميکند.
سيستم ديد در شب اين هواپيما به خلبان امکان ميدهد بههنگام شب اطراف را بوضوح مشاهده کند. اطراف محوطهاي که خلبان مينشيند توسط بدنه محکم از جنس تيتانيوم محافظت ميشود.
برخلاف نسل قبلي، اين هواپيما ميتواند حتي در صورت انفجار، خلبان را به بيرون پرتاب کند و او را نجات دهد. وجود سيستمهاي موازي کنترل جنگ در اين هواپيما به خلبان اجازه ميدهد تا در مواردي که سامانه خودکار صدمه ديدهاست و حتي امکان کنترلهاي هيدروليک وجود ندارد، بصورت دستي هواپيما را تا مقصد هدايت کند.
قابليت تعمير و تعويض سريع قطعات به نيروهاي نظامي امکان ميدهد تا بتوانند اين هواپيما را در صورت صدمه ديدن در جبهه جنگ، حتي بدون بردن به آشيانه، براي پرواز بعدي آماده کنند.
اولين نوع از اين هواپيما در سال ۱۹۷۵ ساخته شد و تحويل يکي از پايگاههاي نيروي هوايي آمريکا گرديد.
در جنگهاي دهه ۱۹۸۰ در اروپاي شرقي از اين هواپيما براي مقابله با تانکهاي روسي استفاده شد.
در جنگ خليج فارس سال ۱۹۹۱ نيروهاي آمريکايي بيش از ۸۱۰۰ سورتي پرواز با اين هواپيماي نظامي داشتند. بيش از ۹۰ درصد از موشکهاي زمين به هواي AGM-65 شليک شده در جنگ خليج فارس، توسط اين هواپيماها شليک شد. طي اين نبردها حدود ۱۰۰۰ تانک، ۲۰۰۰ نفربر و بيش از ۱۲۰۰ سلاح سنگين توپخانه از بين رفتند. اما برخلاف انتظار فقط ۵ فروند از اين هواپيما در اين جنگ سقوط کرد.
وزن هواپيما بدون متعلقات ۳۲۱/۱۱ تن، در حالت عادي ۷۸۲/۱۳ تن است. اين هواپيما ميتواند تا ۴/۸۵۳ تن سوخت و ۲۵۰/۷ تن مهمات جنگي با خود حمل کند.
هزينه تمام شده ساخت اين هواپيما حدود ۸/۹ ميليون دلار است.
پيش بيني ميشود اين گونه از هواپيماهاي جنگي تا سال ۲۰۲۸ در خدمت باشند و پس از آن با گونه هواپيماي اف۳۵ جنگنده تهاجمي مشترک (F35 Joint Strike Fighter) جايگزين شوند. جنگنده تهاجمي مشترک هواپيمايي است که آمريکا با مشارکت متحدان اروپايي خود بخصوص انگليس درحال ساخت آن است.
ماموريت ويژه براي گراز پير، A-10
در مدت 5 سال در دهه 1970 نيروي هوايي ايالات متحده 3 نوع هواپيما تحويل گرفت که در آينده به قلب تپنده اين نيرو در عمليات هاي جنگي تبديل شدند. نخست جنگنده F-15 ايگل با توانايي پرواز با سرعت 2 ماخ در سال 1973 معرفي شد و جنگنده برتري هوايي ايالات متحده لقب گرفت. پس از آن F-16 فالکن وارد خدمت گرديد و نقش هاي گوناگوني را در عمليات هاي نظامي سراسر جهان به عهده گرفت. و سپس نوبت معرفي A-10 يا (گراز زگيلدار!) رسيد.
براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد
چند دهه پس از آنکه بال هاي پسگرا و دماغه نوک تيز، نماي ظاهري استاندارد هواپيماهاي جنگي شده بودند، در سال 1976 هواپيماي A-10 که تاندربولت2 (صاعقه) لقب گرفت - با ظاهر غير معمول خود تعجب همگان را برانگيخت. از ميان ويژگي هاي آن مي توان به بال هاي ضخيم، مستقيم و دماغه پخ، سرعت بيشينه اي که به سختي به هواپيماي P-51 جنگ جهاني دوم مي رسيد، دم دوتايي بسيار بزرگ و دو موتور توربوفن که در بالاترين بخش عقبي بدنه نصب شده، اشاره کرد. اين طراحي عجيب و غير معمول بي دليل نبود. پس از جنگ ويتنام و به کار گرفتن هواپيماهاي فانتوم F-4 در حمله به اهداف زميني، A-10 اساسا به منظور حمله به اهداف زميني و مقاومت بالا در برابر خسارت هاي وارده، طراحي و ساخته شد. به ويژه در دوراني که امريکا در جنگ سرد با شوروي به سر مي برد تنها يک ماموريت ويژه براي A-10 در نظر گرفته شده بود: از بين بردن تانک ها.
براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد
در آن روزها گروه هاي بي شماري از تانک هاي شوروي در نزديکي مرز آلمان غربي و ديگر کشورهاي اروپايي موضع گرفته بودند و در اين سوي مرزها صدها A-10 با موشک هاي ضدتانک و توپ 30 م م مرگبار خود انتظار آن ها را مي کشيدند. توپي که مي توانست در هر ثانيه 70 گلوله 2 پوندي ويرانگر شليک کند.
توان آتش تاندربولت تنها ويژگي اين هواپيما نيست. مقاومت بالا در برابر پدافند شديد نيروهاي روسي مي توانست تهاجم همه جانبه آن ها را با تاخير مواجه کند، مسئله مهمي که با رسيدن نيروهاي هم پيمان مي توانست نتيجه جنگ را عوض کند. خلبانان اين هواپيما هم از نقش تاخيري خود به خوبي آگاه بودند و خود را به شوخي "سرعت گير جاده" مي ناميدند!
نياز به هواپيماي ضدتانک هيچ گاه تکذيب نمي شد ولي در مورد اينکه آيا تاندربولت مي تواند اين وظيفه را به عهده بگيرد يا خير مباحث بسياري درگرفت. مقامات نيروي هوايي تمايل داشتند براي انجام اين ماموريت گونه بهسازي شده اي از F-16 را جايگزين A-10 کنند پس از پايان جنگ سرد شايعاتي مبني بر فرستادن اين هواپيما به گورستان هواپيماها بر سر زبان ها افتاد. اين شايعات هيچ گاه از سوي مقامات رسمي تاييد نشد، ولي شواهد دليلي بر اين مدعا بودند. برنامه پروازي خلبانان اين هواپيماها کاهش يافته و حتي به نيروهاي تحت تعليم در پايگاه هاي هوايي گفته شد که در آينده برنامه هاي آموزشي آنها تغيير خواهد کرد.
براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد
اما با وقوع جنگ خليج فارس و نمايش ديدني تاندربولت ها در از بين بردن صدها دستگاه کاميون و توپ و خودروهاي زرهي در عمليات طوفان صحرا، نشان داد طراحي اين هواپيما بسيار دقيق و ماهرانه و مطابق با ماموريت محوله بوده است. تاندربولت ثابت کرد که هواپيمايي پرتوان و قابل اطمينان است.
در پاييز سال 1990 و هنگامي که جنگ در خليج فارس آغاز شد، نياز به ايجاد تغييراتي در A-10 ها آشکار گشت. زيرا اين هواپيما را براي جنگ با شوروي و آن هم در اروپا آماده کرده بودند. هنگامي که ارتش امريکا در خليج فارس درگير جنگ هاي شبانه شد نياز به A-10 بيشتر پديدار گشت. در اين زمان گروهي از خلبانان براي ماموريتي ويژه داوطلب شدند، پرواز در ميدا نبرد در تاريکي مطلق. خلبانان از نمايشگر هاي 6 اينچي، متصل به جستجوگر هاي فروسرخ روي موشک هاي ماوريک خود بهره مي بردند. هنگامي که خلبانان موشک هاي ماوريک را شليک مي کردند از منورهاي زمان جنگ جهاني دوم بهره مي بردند. اين گروه از خلبانان طي جنگ با همين روش تعداد چشمگيري از اداوات نظامي عراق را بدون تلفات از بين بردند و اين افتخاري بزرگ براي آنان بود. از اين زمان نام جديدي براين هواپيما نهاده شد و آن "نايت هاگ" يا "گراز شب" بود. جنگ خليج نظر بسياري از منتقدان نسبت به اين هواپيما را عوض کرد.
براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد
خلبانان A-10 در اين جنگ سپاسگذار مهندساني بودند که با طراحي بي نظير خود مقاومت اين هواپيما در برابر ضربات وارده را به بالاترين حد رسانده بودند. به گونه اي که آنها مي توانستند با هواپيمايي که سوراخ سوراخ شده، سالم به مبدا بازگردند. بخشي از قابليت هايي که مقاومت اين هواپيما را به حداکثر مي رساند به قرار زير است:
کابين خلبان A-10 با پوششي از تيتانيم حفاظت مي شود و سامانه هاي حفاظتي بيشتري نيز در محل هاي گوناگون براي محافظت بيشتر نصب شده اند. موتورهاي اين هواپيما صداي بسيار کمي دارند و به راحتي در منطقه جنگي قابل تعويض و تعمير هستند. خروجي اين موتورها مستقيما بالاي سکان افقي هواپيما قرار دارد و در نتيجه از آنها در برابر موشک هاي پدافند زميني فروسرخ محافظت مي کند.
شيشه کابين خلبان 1.5 اينچ ضخامت دارد و ضد گلوله ساخته شده است. اين هواپيما قادر است تنها با يکي از دو دم خود به پرواز لدامه دهد. سوخت در مخازني در ارابه فرود حمل شده و در صورت آسيب ديدن بال ها خطري مخازن سوخت را تهديد نمي کند. همچنين اين مخازن از سامانه هاي اتفا حريق کارامدي برخوردارند. بارها اين سامانه ها بودن اطلاع خلبان در طي درگيري، آتش سوزي داخل هواپيما را خاموش کردند و خدمه پس از فرود از آتش سوزي ايجاد شده مطلع مي گشتند.
در عمليات طوفان صحرا دو خلبان A-10 که سامانه هاي هيدروليکي هواپيماي آن ها به شدت آسيب ديده بود، توانستند با کمک سامانه هاي هدايت دستي به سلامت بازگشته و به زمين بنشينند. اين سامانه ها سيستم هيدروليک را قطع کرده و هدايت با سيم را ممکن مي سازند. يک خلبان ديگر در حالي که 378 سوراخ در بدنه هواپيمايش ايجاد شده بود ، توانست به پايگاه بازگردد. کاري که بدون صفحات تيتانيمي غير ممکن بود.
براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد
امروزه تاندربولت که اساسا براي حمله به اهداف زميني طراحي شده بود، دستخوش تغييرات و بهسازي هاي فراواني شده که آن را از مامورت اصلي خود فراتر برده است. A-10 هايي که امروزه پرواز مي کنند آن هايي نيستند که در جنگ خليج فارس شرکت کردند. شايد بد نباشد آن ها را با علامت مشخصه A-10P معرفي کنيم تا نشان دهيم تا چه حد با پيشينيان خود متفاوت هستند. کليد اصلي اين تفاوت ها شايد بتوان سامانه رايانه اي هدفگيري دقيق در ارتفاع کم (LASTE) دانست. اين سامانه در جنگ خليج هم روي تاندربولت نصب شد ولي در آن هنگام، اين فناوري نويني بود که براي استفاده در ميادين نبرد چندان مناسب نبود. نصب اين سامانه بر روي A-10 هاي امروزي بسيار متداول است. اگرچه A-10 به سامانه هايي نياز داشت تا به کمک آن ها بتواند از ارتفاعات بالا سلاح هاي خود به سوي هدف شليک کند. در جنگ خليج خلبانان از ترس پدافند ارتفاع خود را در حدود 12000 پا حفظ مي کردند. ارتفاعي که از برد بسياري از سلاح هاي شانه پرتاب بيشتر بود. در اين هنگام دقت شليک کاهش پيدا مي کرد که آن را با افزايش حجم شليک جبران مي کردند. گاهي براي اطمينان از انهدام يک توپ به شليک 12 بمب از دو هواپيما نياز بود.
خلبانان عمليات طوفان صحرا ساعت هاي زيادي را صرف يادگرفتن علوم پرتاب بمب مي کردند. اين آموزش ها شامل اندازه گيري دماي محيط اطراف، غلظت هوا در آن ارتفاع، زاويه شيرجه و... بود که به خلبان اجازه مي داد تا تنظيمات سامانه هاي نشانه روي را با شرايط محيطي سازگار کند. خلبانان به خوبي مي دانستند که بايد همه اين محاسبات را در عرض چند ثانيه انجام دهند، درست در زماني که دماغه رو به پايين بود و تاندربولت به سمت زمين شيرجه مي رفت. اگرچه اين محاسبات در تمرين هاي بسيار سخت طاقت فرسا بودند ولي کارايي خود را در طول عمليات هاي جنگي به خوبي نشان دادند. در واقع هيچ فناوري دقيق وجود نداشت و هدفگيري تنها به هنر خلبان بستگي داشت. LASTE پايان همه اين مشکلات بود. سامانه به طور منظم اطلاعات دريافتي را پردازش مي کند و در هنگام شيرجه زمان مناسب براي شليک را به خلبان اعلام مي کند. قبل از نصب اين سامانه خلبانان 300 تا 400 بار پرتاب بمب را تمرين مي کردند تا به مهارت لازم برسند. ولي با سامانه LASTE يک فرد ناوارد هم به راحتي مي توانست به اهداف حمله کرده و آن ها را منهدم کند. هم اکنون اگر يک A-10 به يک تانک حمله کند، تانک شانسي براي سالم ماندن نخواهد داشت. دقت در هدفگيري ديگر به انسان بستگي ندارد و همه چيز به سامانه ها سپرده شده است.
برخي از خلبانان عملکرد توپ 30 م م را پس از نصب LASTE شگفت انگيز ارزيابي کرده اند. با اين سامانه مي توان از ارتفاع 15000 پايي هم به هدف شليک کرد و گلوله هاي توپ از آن فاصله هم کارساز هستند.
براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد
SAS سامانه استاندارد روي A-10 است و انجام مانورهاي تاب و غلت را در اين هواپيما کنترل کرده و تسهيل مي کند. برخلاف F-16 که هدايت آن بدون رايانه غير ممکن است، تاندربولت هواپيماي پايداري است. در هنگام شليک علاوه بر LASTE مي توان از SAS هم کمک رفت. زيرا نيروي که توپ هواپيما در هنگام شليک به آن وارد مي کند بسيار زياد است و هواپيما به اين سو و آن سو پرتاب مي شد.
از بهسازي هاي ديگر در نظر گرفته شده براي A-10 عينک ديد در شب است. پيش از عمليت طوفان صحرا خلبانان تمريناتي را براي عمليات هاي شبانه داشتند. اما عمده تمرينات در روز بود. خلبانان در نبرد با عراق از حسگرهاي خاصي بر روي موشک هاي ماوريک خود براي ديد در تاريکي يا دود يا مه استفاده مي کردند. آزمايش ها براي ساخت عينکي مناسب بلافاصله پس از جنگ آغاز شد و هم اکنون عينک ديد در شب جزو سامانه هاي استاندارد تاندربولت است. با اين حال اين سامانه چندان هم خالي از عيب نيست. اين عينک ها به خلبان ميدان ديدي در حدود 40 درجه مي دهند. که اين محدوديت خلبان را در عمليات هاي تهاجمي با مشکلاتي جدي مواجه مي کند. محدوده ديد طبيعي بسيار بيشتر از اين است و خلبان بايد مداوم گردن خود را حرکت دهد. ديد بد و ناکافي که افق را تيره و تار مي سازد باعث سرگيجه خلبان مي شود.و نگاه کردن مستقيم به ماه همچون نگاه کردن به خورشيد مي تواند خطرناک باشد.
خلبانان در کل از سامانه هاي ديد در شب راضي هستند زيرا شب را براي آنها مانند روز خواهد کرد.
براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد
پذيرش A-10 و به خدمت گرفتن آن از سوي خلبانان حمايت مي شود. خلبانان اين هواپيما عاشق پرواز با آن هستند و از اين پرواز لذت مي برند. يک خلبان A-10 مي گويد: براي من اصلا مهم نيست اين هواپيما تا چه اندازه زشت است. من به اين هواپيما عشق مي ورزم.
بهسازي ها براي اين هواپيما هنوز ادامه دارد و پيش بيني مي شود تا ظهور کامل پرنده JSF ، تاندربولت همچنان نقش فعال و موثر خود را حفظ کند.
براي مشاهده عکس در سايز اصلي ، بر روي آن کليک کنيد
***
منبع: مجله صنايع هوايي شهريور 79
آذرخش ) به طرز چشم گيري شبيه هواپيماي جنگنده - بمب افکن F/A 18 ساخت [[آمريکا] است که به اختصار F18 خوانده مي شود. بيشترين شباهت در دو سکان عمودي زاويه دار نسبت به محور طولي و صفحات جانبي در کناره هاي هواپيما تا کناره کابين مي باشد. لازم به ذکر است نمونه اوليه - هواپيماي اف5 - داراي يک سکان عمودي بوده و فاقد صفحات مذکور در کنار بدنه مي باشد. در ضمن لازم به ذکر است که سابقه طراحي هواپيما جنگنده در ايران به بعد از انقلاب مي رسد و طراحي اين گونه هواپيما ها کاملا ايراني و بومي بوده است و دليل شباهت اين گونه هواپيما ها به نمونه آمريکايي آن اين است که اکثر خلبانان و متخصصين ايراني طراح اين هواپيما ها در ايلات متحده تحصيل و آموزش ديده اند و در آمريکا نيز از اين متخصصين در طراحي هواپيما چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب استفاده مي شود . ظاهرا ابزار ناوبري اويونيک اين پرنده دستخوش تغييرات اساسي گرديده است و از سامانه هاي روسي در آن استفاده گرديده است. کابين اين جنگنده از تجهيزات جديد شامل نشان دهنده هاي دي جي تال و مانيتورهاي LCD يا پلاسماي مايع استفاده گسترده گرديده است. در بخش تجهيزات خدمه پروازي نيز تغييرات اساسي بچشم مي خورد، به صورتي که از کلاه هاي پروازي هوشمند جهت هرچه کمتر گرديدن بار کاري خلبان و افسر کمک استفاده گرديده است.
جنگندهٔ آذرخش از دو موتور روسي آردي-۳۳ استفاده ميکند. اين جنگنده بيشتر براي عمليات هاي هوا به زمين طراحي شده ولي در کنارآن توانايي جنگ هوايي را نيز دارد. پيشرانه اين هواپيما دو دستگاه موتور RD-۳۳ (موتور جنگنده ميگ)است که از موتورهاي هواپيماي اف-۵ بسيار قدرتمندتر بوده و امکان پرواز تا سرعتهاي ۱٫۵ تا ۱٫۷ ماخ را به اين هواپيما ميدهد. که البته کمي و يا مقداري کمتر از صاعقه (هواپيما) است.
هواپيماي آذرخش را ميتوان يک جنگنده اف-۵ دانست که در آن مساحت بال ها تا حدودي افزايش يافته و موتورها و اويونيک آن با نمونههاي جديدتر روسي تعويض گشتهاست. مشهودترين تفاوت اين هواپيما با جنگنده اف-۵، ورودي موتورهاي به وضوح بزرگ تر آن است که در نتيجه نصب موتور قدرتمند تر و نياز به ورودي هواي بزرگتر حاصل آمدهاست. همچنين تغييرات واضحي در سکان عمودي آن پديد آمده که ميتوان از آن ها به عنوان عوامل کنترل کنندهٔ مانور پذيري فوق العاده و بعضا خارج از کنترل F-۵ دانست. وزن اين جنگنده در حالت عادي حدود 8 تن و در حالت حد اکثر بين 15 تا 18 تن خواهد بود، گفتني اين جنگنده ميتواند حدود 4000 تا 4500 کيلوگرم تسليحات با خود حمل کند.
وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح گفت : پرواز آزمايشي دو فروند از نسل جديد هواپيماي جنگنده آذرخش به نام "صاعقه " فردا در آستانه هفته دفاع مقدس انجام مي شود.
واحد مرکزي خبر :سردار سرتيپ مصطفي محمدنجار افزود: اين پرواز را خلبانان شجاع نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران انجام خواهند داد و اين دو فروند هواپيما در رژه نيروهاي مسلح در روز 31 شهريور رسماً به ناوگان نيروي هوايي ارتش ملحق خواهد شد.
وي اضافه کرد:جنگنده پيشرفته " صاعقه " کار و محصول مشترک صنايع هوايي وزارت دفاع و نيروهاي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران است.
وزير دفاع در ادامه افزود..طرح بعدي که در هفته دفاع مقدس به بهره برداري مي رسد مخازن سوخت انعطاف پذير براي انواع بالگرد است که به همت پژوهشگران دانشگاه صنعتي مالک اشتر وزارت دفاع طراحي و ساخته شده و طرحي بسيار مهم و راهبردي است.
وي اضافه کرد: اين طرح نخستين بار در خاورميانه اجرا مي شود و همزمان با آغاز سال تحصيلي در دانشگاه مالک اشتر به بهره برداري خواهد رسيد.
سرتيپ محمد نجار همچنين طرح سونار سه بعدي را از جمله طرحهايي دانست که در هفته دفاع مقدس افتتاح مي شود.
وي طراحي و ساخت اولين دستگاه رهايش از ارتفاع براي انواع ارابه فرود هواپيماهاي سبک و سنگين را که ديروز به بهره برداري رسيد از ديگر طرحهاي وزارت دفاع برشمرد.
وزير دفاع در ادامه افزود: رژه نيروهاي مسلح در روز 31 شهريور امسال ويژگي بسيار مهمي دارد و آن اين است که فقط تجهيزات و ادوات ساخت داخل در معرض ديد قرار خواهد گرفت.
وي خاطرنشان کرد: اکثر تجهيزات بومي و ساخت داخل نيروهاي مسلح با تلاش صنايع متنوع وزارت دفاع طراحي و توليد مي شود و به عبارتي مي توان رژه 31 شهريور امسال را در بخش تجهيزات به نوعي روز صنايع مستقل و بومي وزارت دفاع نيز ناميد و اين افتخاري بزرگ براي وزارت دفاع و مجموعه نيروهاي مسلح تلقي مي شود.
سرتيپ محمدنجار در بخش ديگري از سخنانش بهترين گزينه و مسير براي حل موضوع هسته اي ايران را از طريق ديپلماتيک و در چارچوب توافقات با آژانس بين المللي انرژي اتمي دانست و گفت ..مسير اقتصادي که همان تحريم است فاقد کارآيي و شکست خورده است.
وي افزود: ما براي پاسخگويي به تهديدات دشمن، گزينه ها و پاسخ هاي متنوعي در دست داريم که بنا به اقتضاء و شرايط از آن بهره خواهيم برد.سرتيپ محمد نجار در پايان ياد ايثار و جانفشاني رزمندگان دلاور هشت سال دفاع مقدس، شهداي والامقام، جانبازان فداکار و آزادگان مقاوم و نيز ياد امام راحل عظيم الشأن را گرامي داشت.
اين دو جنگنده که از نسل هواپيماهاي آذرخش هستند درپروازي 15 دقيقه اي بر فراز آسمان ايران ، آزمايش و امتحان خود را پس دادند و با موفقيت بر زمين نشستند .
جنگنده صاعقه ، کار و محصول مشترک سازمان صنايع هوائي وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و نيروي هوائي ارتش جمهوري اسلامي است و روز شنبه آينده همزمان با رژه نيروهاي مسلح ، به ناوگان نيروي هوائي ارتش خواهند پيوست .
در مراسم پرواز آزمايشي جنگنده هاي صاعقه ، وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و فرماندهان عاليرتبه ارتش حضور داشتند .
جنگنده صاعقه نسل پيشرفته بمب افکن شکاري
واحد مرکزي خبر:سردار مصطفي محمد نجار در حاشيه مراسم پرواز 2 فروند هواپيماي صاعقه در جمع خبرنگاران گفت: رزمندگان ما در ميدان دفاع از کشور همچون صاعقه، اردوگاه دشمن را با بمب هاي خود به آتش خواهند کشاند.
وزير دفاع با اشاره به انتخاب نام صاعقه براي اين هواپيما گفت: صاعقه پنج حرف دارد که نشان از صلابت، اراده، عقيده، قوام و همت انقلابي جوانان ايراني است.
نجارگفت: طرح صاعقه نماد روحيه انقلابي ، تفکر بسيجي و جهادي و محصول وحدت و همدلي است.
وي با اشاره به اينکه طرح صاعقه، اتحاد و همدلي را در سال اتحاد ملي به معني واقعي کلمه متبلور کرد افزود: اميدواريم اين طرح که نماد روحيه انقلابي ، انسجام و وحدت متخصصان وزارت دفاع و نيروي هوايي و تحقق شعار ما مي توانيم است، با پرواز غرور آفرين خلبانان شجاع همچون صاعقه چشم دشمنان اين مرز و بوم را کور کند.
وي گفت: ما در ميدان دفاع از کشور همچون صاعقه اردوگاه دشمن را با موشک ها و بمب هاي خود به آتش خواهيم کشاند.
محمد نجار گفت: ما مي توانيم با وجود تحريم ، تخريب و فشارهاي سياسي و رواني و تبليغاتي دشمنانان نظام جمهوري اسلامي ايران را با قدرت بيشتر از پاي در بياوريم.
وزير دفاع با بيان اينکه امروز وزارت دفاع به همت متخصصان جوان خود اين توان را دارد تا هواپيماهاي 747 را در بزرگترين آشيانه خاورميانه تعمير کند افزود: در حال برنامه اي براي ساخت هواپيماهاي جديد توپولف 100 و 200 نفره با کشور روسيه هستيم.
وي با اشاره به اينکه با اين پيشرفت ها ما مي توانيم کشور خود را بسازيم و باعث توسعه و عمران و آبادي در کشور شويم گفت: در وزارت دفاع 6 نوع بالگرد توليد مي شود که بالگرد تهاجمي نيز در دست طراحي و ساخت است .
وزير دفاع به ساخت 4 نوع هواپيماي بدون سرنشين اشاره کرد و افزود: اين توان را داريم که بتوانيم براي شناسايي و عکسبرداري و هدفهاي چند منظوره از هواپيماهاي بدون سرنشين که در داخل کشور ساخته شده است استفاده کنيم که اين موضوع نيز در نوع خود پيروزي بزرگي براي نظام جمهوري اسلامي ايران بحساب مي آيد.
نجار در پايان گفت: جمهوري اسلامي ايران با وجود تحريم و محدوديت هاي فراوان و فشار رواني و تبليغاتي دشمن، همچنان نشاط و روحيه خود را حفظ کرده است.
منبع : سايت صدا و سيما
هواپيماي فانتوم اف-4 يك جنگنده دو موتوره با قابليت تبديل به يك بمب افكن بود كه مي توانست در هر آب و هوا و جوي به نبرد ادامه دهد. اين جنگنده قادر بود که سه نقش تاكتيكي هوايي مهم برتري هوايي، جلوگيري امكان پشتيباني هوايي، رهگيري و بمب افکن را انجام دهد كه اين مشخصه ها را در جنوب شرقي آسيا يعني در طي جنگ کمر شکن ويتنام نيز به عرصه عمل آورد.
فانتوم اولين پروازش را در ماه مي1958 به انجام رسانيد. اين جنگنده در حقيقت براي دفاع از ناوگان دريايي آمريكا طراحي شده بود كه نهايتاً در سال 1961 به خدمت در آمد. نيروي هوايي آمريكا فانتوم را براي پشتيباني هوايي بسته ارزيابي و سرانجام در سال 1962 مدل مخصوص نيروي هوايي آن را به تصويب و توليد رسانيد. جنگنده فانتوم II نيروي هوايي آمريكا، موجب به كار گماشتن فانتوم مدل سي نيز شد كه نخستين پروازش را در 27 مي 1963 انجام داد و تحويل اين محصول در نوامبر 1963 شروع گرديد. هواپيماي جنگنده اف-4 در نقش هوا به زمين دو بمب معمولي مي توانست حمل نمايد. اف-4 همچنين قادر به انجام پرواز هاي شناسايي نيز بوده و در ماموريت متوقف ساختن هواپيماهاي ديگر كه به ماموريت راسوي وحشي مشهور بود كاملاً موفق مي نمود. توليد هواپيماي اف-4 II درسال 1979 بعد از اينكه بيش از پنج هزار فروند فانتوم II توليد گرديد، يعني به تعداد بيش از 2600 فروند براي نيروي هوايي آمريكا، در حدود 1200 فروند براي ناوگان ها و نيروي دريايي و بقيه براي كشورهاي دوست كه شامل اسرائيل، ايران، يونان، اسپانيا، تركيه، كره جنوبي، آلمان غربي، استراليا ژاپن و بالاخره بريتانياي كبير مي شد، توليد پايان يافت.
چنان كه مي دانيم از اين جنگنده مشهور به شكلي گسترده در جنگ ويتنام استفاده گرديد. مدل هاي بعدي اين جنگنده به ياد ماندني هنوز در فهرست اموال نيروي هوايي آمريكا تا سال 1990 موجود و در حال فعاليت بودند. فانتوم ها ديگر در خدمت نيروي هوايي آمريكا نمي باشند در حالي كه هنوز در اكثر كشور هاي ديگر به پرواز در آمده و به خدمت گرفته مي شوند. جنگنده اف-4 مدل سي براي اولين بار در مي 1963 به پرواز در آمد و گارد ملي هوايي به پرواز در آوردن اف-4 سي را در ژانويه 1972 آغاز كرد. نيروي هوايي آمريكا اولين فانتوم II را در ژوئن 1978 دريافت كرد. مدل اف-4 دي با تغييرات عمده اي در بالا بردن دقت هدف گيري سلاح ها، به نيروي هوايي در سال 1966، به گارد ملي هوايي در سال 1977 و به مجموعه جنگنده هاي نيروي هوايي و انبار جنگنده هاي نيروي هوايي در سال 1980 تحويل گرديد. اولين جنگنده اف-4 ئي در اكتبر 1967 به نيروي هوايي آمريكا تحويل داده شد و متعاقباً گارد ملي هوايي نيز اولين اف-4 ئي را در سال 1985 و انبار جنگنده هاي نيروي هوايي در سال 1987 اولين اف-4 هاي خود را دريافت داشتند.
اين مدل از اف-4 با يك مخزن سوخت اضافه، لبه حمله باريك براي افزايش قدرت مانور دهي و موتورهاي بهبود يافته و يك توپ 20 ميليمتري دو لوله اي داخلي همراه سيستم كنترل آتش بهبود يافته عرضه شد. در سال 1973 اولين هواپيماي مدل اف-4 ئي همراه سيستم شناسايي هدف براي شناسايي تصويري دوربرد هوايي يا زميني عرضه گشت. هر سيستم به طور اساسي يك دوربين تلوزيوني با عدسي كانون متغير براي شناسايي درست هدف بود و همچنين سيستمي كه پيوتک ناميده مي شد، قابليت شبانه روزي تمام جوي را براي بدست آوردن و تعيين محل كردن اهداف زميني به وسيله ليزر و سلاح هاي هدايت شونده به وسيله مادون قرمز را فراهم مي آورد. ديگر تغييري كه كه دراين مدل ايجاد شده بود، چند كامپيوتر ديجيتالي جدا بود كه شامل سيستم هاي شليك موشك هاي هوا به هواي سايدوايندر و اسپارو مي شد. به علاوه در مدل هاي ئي و جي سيستم ديجيتالي ARN-101 ناوبري، با سيستم جديد ناوبري LN-12 تعويض شده بود. با معرفي مدل هاي جديدتر هواپيما هاي ديگر بيشتر سيستم هاي تواناي اف-4 فانتوم و مأموريت هاي آن نيز محدود شده و و مختص جلوگيري از دفاع هوايي دشمن گرديد. سرانجام فانتوم هاي اف-4 جي به مركز صد و نودمين اسكادران هواپيماهاي بازنشسته تعمير و نگهداري گارد ملي هوايي آيدائو واگذار گرديد و بدين گونه بود که تاريخ اين جنگنده ي افسانه اي جهان به پايان رسيد.
آموزش ساخت ربات نوریاب - بولینگ
الگوریتم و بخشهای مکانیکی روبات نوریاب - بولینگ :
معمولاً در ساخت موبایل روبوتها برای اینکه روبات قابلیت حرکت در جهات مختلف را داشته باشد از چند روش استفاده می گردد مثلاً استفاده از چرخهای چند جهته ( امنی درکشنال ) که این روش بیشتر جهت ساخت رباتهای دقیق سرعتی مانند رباتهای جونیور استفاده می گردد. چرخ های مورد استفاده برای این رباتها چرخهای ویژه ای هستند که معمولاً سازنده ربات قیمت زیادی بابت آن ها پرداخت می کند ولی در عوض قدرت مانور روبات و همچنین دقت حرکت آن فوق العاده زیاد است.
روش دیگر استفاده از دو نیروی محرکه مجزا در طرفین ربات است. در واقع اگر شما بتوانید به گونه ای سمت راست ربات را به جلو ببرید و سمت چپ ان را ثابت نگه دارید چرخ بر روی یک دایره دور خواهد زد. برای چنین کاری کافی شما یک موتور در سمت راست ربات و یک موتور در سمت چپ ربات استفاده نمایید. در صورتی که هر دو موتور روشن باشد ربات به سمت جلو حرکت می کند و با خاموش کردن هر یک از موتورها و روشن کردن موتور مقابل ربات در جهتی چرخش خواهد نمود. اکثر سازندگان رباتهای ساده از این روش جهت کنترل ربات خود استفاده می کنند. ربات نوریاب ما نیز همینگونه طراحی شده است. شما می توانید به ابتکار خود شکل سازه ربات را تغییر دهید و تعداد چرخ های آن را کم و زیاد نمایید تنها دقت داشته باشید که یکی از موتورها در سمت راست ربات و موتور دیگر در سمت چپ آن قرار گیرد.

برای تامین نیروی محرکه ربات باید یک موتور الکتریکی کوچک که ولتاژ کاری آن بین 3 تا 6 ولت است را انتخاب نمایید. معمولاً اینگونه موتورها قدرت چندانی ندارند و نمی توانند ربات شما را حرکت دهند. برای رفع این مشکل باید به نحوی نیروی موتور را افزایش دهید. معمولاً برای این کار از تعدادی چرخ دنده و یا تسمه و پولی استفاده می شود. شما با توجه به امکانات اطراف خود روش مناسب تر را انتخاب نمایید. اگر می خواهید یک نیروی محرکه خوب را بدون دردسرهای اضافی به دست آورید اسباب بازی ها گزینه مناسبی هستند. معمولاً درون اسباب بازی های متحرک مثل ماشینها حداقل یک موتور به همراه مجموعه ای از چرخ دنده ها ( گریبکس ) وجود دارد. موتور و گربکس نمونه ساخته شده به صورت کامل از نوعی ماشین اسباب بازی ( جیپ کوچک ) که قیمتی حدود هزار تومان دارد خارج شده است. البته نمونه های موتور و گریبکس سر هم در بازار موجود است که می توانید با قیمت بیشتری ( و البته کیفیت بهتر ) تهیه نمایید. پس از نصب موتور و گربکس بر روی بدنه ربات ( بدنه ربات را می توانید از چوب یا آلومینیوم بسازی ) نوبت به اتصال چرخ ها است. اگر از موتور و گریبکس ماشینها اسباب بازی استفاده کرده اید ، چرخ همان ماشین بهترین گزینه است در غیر اینصورت می توانید چرخ را از جنس چوب خراطی کنید یا از پلاستیک فشرده ( تفلون ) بسازید. دقت کنید که قطر چرخ شما سرعت ربات را تعیین می کند که هر چقدر قطر بیشتر باشد سرعت ربات بیشتر و در عوض قدرت آن کمتر می شود. معمولاً با چرخ هایی با قطر بین 5 تا 10 سانتی بهترین نتیجه حاصل می شود.
اگر ربات شما دو چرخ دارد ( در هر طرف یک چرخ ) باید برای حفظ تعادل آن فکری بکنید. این کار را می توانید با نصب دو چرخ هرز گرد در جلو و عقب روبات انجام دهید. اگر چرخ کوچک در دسترس ندارید کافی است که یک مفتول را به صورت قلاب ( علامت سوال ) در آورده و در انتها و ابتدای ربات نصب کنید. این کار از کشیده شدن عقب و جلوی ربات بر روی زمین جلو گیری می کند.
این ربات می تواند هسته اصلی یک روبات بولینگر را تشکیل دهد. در اینصورت باید جایی برای نصب سنسور حساس به نور ( فتوسل ) در ارتفاع 30 سانتی متری از کف زمین بر روی ربات در نظر بگیرید ( با توجه به قوانین این رشته از مسابقات ) همچنین بدنه ربات را به گونه ای طراحی کنید که در هنگام برخورد با بطری ها بشترین تعداد بطری را واژگون کند.
در صورتی که همه کارها را درست انجام داده باشد پس از اتصال مدار الکترونیک و همچنین قرار دادان فتوسل در جلوی ربات ، ربات شما منبع نور را دنبال خواهد کرد.
مدار الکترونیکی روبات نوریاب یا بولینگر ساده ( با دو ترانزیستور) :
برای ساخت ربات بولینگر ابتدا شما به یک سازه مکانیکی به همراه موتور و گریبکس نیاز دارید. پس از آن باید بخش الکترونیکی را به گونه ای بسازید که روبات بتواند در محیط به دنبال منبع نور بگردد و هوشمندانه به سمت آن حرکت کند. اصولاً روباتهای هوشمند نیاز به حسگرهایی دارند که اطلاعات مورد نظر را از محیط دریافت کرده و در قالب جریان الکتریکی وارد مدا کند. همانگونه که مشخص است ربات نوریاب باید اطلاعات مربوط به شدت نور اطراف خود را دریافت نماید که این کار توسط یک فتوسل انجام می شود.
فتوسل یا حسگر نور در واقع یک مقاومت متغیر است که مقدار آن با توجه به نور محیط تغییر می یابد. در صورتی که نور محیط را افزایش دهید مقاومت فتوسل کاهش یافته و جریان بیشتری از آن عبور می کند. همین تغییر جریان است که با توجه به الگوریتم تصمیم گیری ربات شما را هدایت می کند. در مقاله سعی شده است که ساده ترین مدار ممکن که در عین حال به خوبی هم کار می کند تشریح شود. به همین دلیل ممکن در برخی از موارد اصول حرفه ای طراحی مدار رعایت نشده باشد. دوباره متذکر می شویم که این مدار در عین سادگی بسیار کارآمد است و توسط تعداد زیادی از تیم های رباتیک در مسابقات دانش آموزی استان اصفهان ساخته و آزمایش شده است.

الگوریتم کاری این ربات نوریاب به این صورت است که ربات در ابتدای کار شروع به گردش در جای خود می نماید . (برای این کار کافی است که یکی از موتورهای آن روشن و دیگری خاموش باشد) این گردش آنقدر ادامه می یابد تا جلوی ربات به سمت منبع نور قرار گیرد. دی این لحظه ربات به حرکت گردشی خود پایان داده و به سمت منبع نور حرکت می کند. (این کار با روشن کردن هر دو موتور ربات اتفاق می افتد) در صورتی که در بین راه به هر دلیل راستای حرکت ربات و منبع نور تغییر نمود ، روبات مجدداً حرکت گردش خود را آغاز می نماید تا دوباره به سمت منبع نور قرار گیرد.
اگر در کار روبات کمی دقت کنید متوجه می شوید که یکی از موتورها همواره روشن و کنترل ربات از طریق خاموش و روشن کردن موتور دیگر انجام می شود. پس موتوری که همیشه روشن است به صورت مستقیم به منبع تغذیه متصل می نماییم.
مدار تغذیه موتور دوم نیز دارای یک فتوسل است ، هنگامی که فتوسل به سمت منبع نور قرار گیرد مدار تحریک شده و موتور روشن می شود. در این مدار از دو ترانزیستور استفاده شده است که وظیفه تقویت جریان عبوری از فتوسل را به عهده دارند. به دلیل اینکه جریان موتور از ترانزیستور دوم عبور می کند لازم است ترانزیستور T2 از نوعی انتخاب شود که قابلیت جریان دهی خوبی داشته باشد. ترانزیستور پیشنهادی از نوع منفی و به شماره Tip41 است که در صورت نیاز می توانید آن را با انوع مشابه تعویض نمایید. در طبقه اول تقویت نیز از یک ترانزیستور منفی به شماره BD139 استفاده شده . پس از ساخت و تست ربات ممکن است که ترانزیستور Tip41 کمی گرم شود که با نصب حرارت گیر مناسب بر روی آن می توانید این مشکل را حل کنید. دیود موجود در مدار به صورت معکوس دو سر موتور قرار گرفته است تا از آسیب دیدن ترانزیستور در برابر جریان برگشتی از موتور حفاظت نماید. همانگونه که در سایر بخشهای این مقاله توضیح داده شده است ، یکی از موتورها به صورت مستقیم به منبع تغذیه متصل بوده و همیشه روشن است. و موتور دوم با استفاده از مدار فوق راه اندازی می شود. به گونه ای که در هنگام نور خوردن فتوسل و راه اندازی موتور ربات به سمت جلو حرکت خواهد نمود. در صورتی که پس از نصب جهت گردش موتور عکس جهت مورد نظر بود جای سیم های اتصالی به ترمینالهای موتور را با یکدیگر تعویض نمایید. در صورتی که در قسمتهای مختلف ربات ولتاژهای متفاوتی نیاز دارید می توانید از رگولاتور ولتاژ برای کاهش سطح ولتاژ به مقدار مورد نظر خود استفاده کنید. به زودی دیاگرام کامل مدارت داخلی نمونه ساخته شده با کلیه سیم کشی های مربوطه بر روی سایت قرار خواهد گرفت.
تنظیم : پتانسیومتر موجود در مدار را به گونه تنظیم نمایید که موتور در مرز خاموشی قرار گیرد. حال اگر نور تابیده شده بر روی فتوسل کمی زیاد شود خواهید دید که موتور به گردش در می آید. با تمرین و تکرار می توانید ربات خود را در بهترین حساسیت قرار دهید.
منبع : www.iranmedar.com
روش طراحي قالبهاي فورج با كامپيوتر( CAD-CAM) و توليد توسط ماشينهاي NC , CNC و اسپارک
طراحي قالبهاي فورج با استفاده از نرم افزارها و كامپيوتر ، صنعت قالبسازي را دچار تحولهاي جديدي نموده است و استفاده از كاربردهاي تكنولوژيكي اين پروسه يكي از كوتاهترين و با صرفه ترين روشهاي طراحي قطعات صنعتي و قالبهاي صنعتي مي باشد.
در طول دهه گذشته از كامپيوترها به شكل گسترده اي براي كارهاي پتك كاري و طراحي قالبهاي فورجينگ استفاده شده است.
پيشرفتهاي اوليه در عمليات تراشكاري كنترل شده عددي يا NC در ساخت قالبهاي پتك كاري ( فورجينگ ) متمركز شده است . در اواسط دهه 1970 نقشه كشي به كمك كامپيوتر و تراشكاري NC براي پتك كاري قطعات صنعتي مانند تيغه هاي توربين معرفي شد . در اوايل دهه 1980 در كشورهاي پيشرفته صنعتي بعضي كمپاني ها استفاده از سيستمهاي CAD-CAM كه به طور معمول براي طراحي مكانيكي نقشه كشي و تراشكاري NC از آن استفاده مي نمودند را براي طراحي و ساخت قالبهاي فورج به صورت بهينه تكنولوژيكي مورد استفاده قرار دادند .
سيستمهاي CAD-CAM از نظر عمليات تجاري و قابل دسترس بودن و كيفيت هاي بروز داده داراي جنبه هاي اقتصادي مفيد ميباشند .
1- CAD-CAM تشكيل شده از يك ميكروكامپيوتر يا ميني كامپيوتر يك ترمينال نمايش گرافيكي ، يك صفحه كليد و يك پردازشگر رقمي با قسمت مربوط به ورود اطلاعات و يك ماشين اتوماتيك نقشه كشي و سخت افزاري براي ذخيره اطلاعات و نوار NC پانچ يا فلاپي ديسك است از نظر پيشرفتهاي علمي و تكنولوژيكي جديد اين سيستمها مي توانند در سطوح مختلف اتوماسيون مفيد واقع شوند و قادر هستند عمليات پتك كاري (فورجينگ) را به صورت سه بعدي نمايش داده و امكان زوم كردن و ودوران نمايشي هندسي عمليات فورج را بر روي صفحه ترمينال گرافيكي به منظور بررسي دقيق مهندسي فراهم سازند اين سيستمها ميتوانند عمليات پتك كاري داده شده را از هم مجاز كنند يعني مقاطع عرضي پتك كاري مورد نظر را تشريح ،ترسيم و نمايش دهند كه آن كار براي تحليل فشارهاي قالب و جريان فلز صورت ميگيرد .بنابراين براي سهولت تاثير متقابل بين طراح و سيستم كامپيوتري ميتوان نتايج را نمايش داد و محاسبات مهندسي را روي آنها انجام داد و تغييرات اعمال شده در طراحي قالب ميتواند به سهولت انجام گرفته و در صورت لزوم طرحهاي جديدتر جايگزين آن شود و مورد بررسي و تحليل قرار گيرد .
امروزه در كشورهاي صنعتي پيشرفته اين امر بعنوان يك اصل بسيار مهم و با بكار گيري جديدترين متدهاي علمي و كامپيوترها انجام ميگيرد .مزيت نهايي طراحي قالبهاي فورج به كمك كامپيوتر وقتي معلوم ميشود كه نرم افزار كامپيوتري به صورت ارزان و دقيق در دسترس مهندسين و طراحان باشد و بتوانند براي شبيه سازي جريان فلزي در طول عمليات پتك كاري فورجينگ مورد استفاده قرار گيرد . در اين مورد آزمايشات عمليات ماشينكاري و اهنگري ميتواند به شكل شبيه سازي نهايي ، پتك كاري بر روي كامپيوتر انجام شود كه ناشي از طرح بلوكر فرضي يا انتخابي باشد و نتايج ميتواند روي ترمينال گرافيكي نمايش داده شود اگر طرح شبيه سازي به اين نكته اشاره كند كه طرح بلوكر انتخاب شده قالب فينيشر را پر نميكند يا مقدار زيادي از مواد هدر ميرود يك طرح بلوكر جديد انتخاب ميشود و شبيه سازي كامپيوتري و آزمايشها مجدداٌ تكرار ميشود تا به نتايج مثبت برسد . نكته مهمي كه حائز اهميت ميباشد اين است كه اين پروسه شبيه سازي و طراحي به كمك كامپيوتر تعداد دفعات آزمايشهاي پرهزينه و گران قيمت قالبهاي فورج را كه بايد انجام گيرد كاهش ميدهد كه اين مسئله بايد مورد توجه مهندسين و طراحان قالب قرار گيرد .
از سيستمهاي CAD در طراحي قالبهاي فروج استفاده بهينه ميشود . سيستم كلي CAD-CAM از يك كامپيوتر با كاربردهاي پردازشي و ذخيره اي و بازيابي تصويري شكلهاي گرافيكي بوجود آمده است كه براي اپراتورسيستم امكان انجام عمليات طراحي قالب با كامپيوتر را فراهم مي كند .
كاربردهاي تكنولوژيكي سيستمهاي CAD-CAM به سه گروه اصلي طبقه بندي ميشوند كه عبارتند از :
1- انجام طراحي قطعات صنعتي و قالبهاي صنعتي و ماشين آلات و غيره .
2- انجام محاسبات و تجزيه و تحليل
3- توليد
استفاده از سيستمهاي CAD-CAM در طراحي و ساخت قالبهاي فورج مزاياي فراواني بدنبال داردو از كامپيوتر ميتوان براي تجزيه و تحليل عوامل شكست در قالبهاي فورج استفاده كرد يا در طراحي قالب با استفاده از قابليتهاي كامپيوتري ميتوان براحتي فرمهاي نرو مادگي در بلوكهاي قالب فورج را طراحي كرد و در هم جفت نمود و حتي اين كار را با تلرانسهاي بسيار كم انجام داد و قطعات نروماده قالب را در هم درگير كرد .تلرانسهاي لازم را به انها داد و كل قالب را مورد بررسي و تحليل قرار داد و يا در مواردي كه در قالب دو قطعه بايد دقيقاٌ با هم ميزان و جفت شوند ، كامپيوتر ميتوانداين كار را به اساني انجام دهد و ابعاد دقيق را مشخص كند و با دادن برنامه به ماشين ابزار CNC يا NC عمليات ماشينكاري دقيق قالب انجام ميگيرد .
در طراحي و ساخت مدلهاي الكترود اسپارك براي عمليات اسپارك اورژن قالبهاي فورج ميتوان از كامپيوتر نهايت استفاده را كرد و مدلهاي مسي با فرمهاي فوق العاده پيچيده و شكلهاي غير هندسي را طراحي كرد و ابعاد آن را مشخص نمود و با استفاده از عمليان ماشينكاري NC يا CNC مدلهاي الكترود اسپارك را ماشينكاري كرد .
از سيستمهاي پيشرفته مجتمع CAD-CAM ميتوان براي كنترل و برنامه ريزي هاي وسيعتر در پروسه طراحي و توليد صنعتي استفاده كرد كه باعث افزايش كيفيت محصولات توليدي و تيراژ بالا در توليد انبوه و برنامه ريزي هاي اقتصادي در توليد مي شود.
منبع : cncmachinetools.blogfa.com
تانک ذوالفقار ، تانکی با تکنولوژی بومی
از حدود 10 سال پس از معرفی تانک ذوالفقار، حدس و گمانهای کارشناسان خارجی در مورد این تانک ادامه دارد. اصولن تمامی اطلاعاتی که می توان از رسانه های گوناگون به دست آورد، مبتنی بر حدث و گمان و برداشتهای اطلاعاتی است که از تصاویر و یا فیلمهای گرفته شده بدست آمده است. طراحی و ساخت این تانک، خود نمایانگر احساس نیاز واحدهای نظامی ایران به ادوات جنگی قابل اطمینان و ساخت داخل است؛ اندیشه ای که بر پایه ی تجارب ارزشمند زمان جنگ با عراق شکل گرفته است.
تانک متوسط T-62 بدنهء اصلی زرهی سپاه پاسداران ایران
بی شک در ساخت این تانک، از تجارب سایر کشورها نیز استفاده شده است. با این حال جالب است بدانید برخی از سایت های اينترنتی ، تانک ذوالفقار را در رده ی تانکهای بسیار مدرن جهان قرار داده اند و این خود نمایانگر زحمات باارزش مهندسان ایرانی است. ذوالفقار گذشته از شباهتها و همسانی هایی که با برخی تانکهای امریکایی و روسی دارد، طرحی کاملن جدید است که بر پایه تکنولوژی موجود در ایران به نتیجه رسیده و این خود مهمترین نقطه ی قوت ذوالفقار به حساب می آید. ساخت داخل بودن یک تکنولوژی نظامی، دارای ارزشهای فراوانی از جمله داشتن چشم اندازهای پیشرفت و بهسازی های مهندسی در آن وسیله است. مسئله ای که می توان آن را به عینه در روند تکامل تدریجی تانک ذوالفقار دید. از اولین نمونه های آن تا جدیدترین مدلهای ارائه شده، جای پای نوآوری و ابتکار به همراه الگوبرداری از نمونه هایی نظیر M-60 و M-1 و T-72 به خوبی دیده می شود.
تانک M-60، بدنهء اصلي زرهي نيروي زميني ارتش ايران 
اگر در اولین نمونه ی ارائه شده می شد نشانه های تانک M60 امریکایی را دید، اما در نمونه ذوالفقار3 این همخوانی ها کمتر به چشم می آید. اگر در دو مدل قبلی (ذوالفقار 1 و 2) ، برجک تانک رگه هایی از تانك T-72Z روسی را در خود داشت، اما در ذوالفقار3 مهندسین ایرانی این یکسانی و همخوانی را کاهش داده اند. در اولین نمونه های ذوالفقار احتیاط مهندسین و محافظه کاری را به خوبی می شد مشاهده کرد. زیرا طراحی آن زیبا ولی ساده صورت گرفته بود. در مدل های بعدی، رفته رفته این طراحی شکل بهتری به خود می گیرد و به ویژگی تانکهای معاصر جهان نزدیک تر می شود.
منابع اطلاعاتی غربی بر این باورند که کارشناسان روسی، کره ی شمالی و برخی کشورهای اروپای شرقی از جمله لهستان و یوگوسلاوی، ایران را در تکمیل این تانک یاری داده و تکنولوژی مورد نیاز چنین کاری را فراهم ساخته اند. با توجه به آنکه کشورمان ، تانک T-72S را تحت امتیاز روسیه در ایران تولید کرده است (تانک T-72S مدل ارتقاء یافته ی تانک T-72 محسوب می شود) کارشناسان امور نظامی اعتقاد دارند که در ذوالفقار، از تسلیحات این تانک از جمله سیستم کنترل آتش و توپ پرقدرت 125میلی متری آن استفاده شده است. گرچه مقامات نظامی ایران، این موضوع را رد و اعلام نموده اند در آخرین نمونه ی ذوالفقار، این تانک از جنبه های فنی کاملن بهینه شده و دارای سیستم کنترل آتش پیشرفته رایانه ای و مسافت سنج لیزری مدرن است و تکنولوژی ساخت آن کاملن بومی شده است. با وجود تحریم های ایالات متحده ی امریکا، احتمالن ایران برخی از تکنولوژی های نظامی مورد نیاز خود را از کشورهای بلوک شرق و همچنین کشورهای امریکای جنوبی (ازجمله برزیل) بدست آورده است.
اولین گمانه زنی ها در مورد مشخصات فنی ذوالفقار، مبتی بر این بود که این تانک حاصل مهندسی معکوس تانک های M60/2 و M-48 و T-72 می باشد . تصاویر این تانک نمایانگر این است که بدنه ی ذوالفقار شباهتهایی به تانک M-60 که سالها در نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی ایران مورد استفاده قرار می گرفته است دارد. همچنین با توجه به شکل و ساختار برجک تانک، گمان می رفت که ذوالفقار از تجهیزات تانکهای روسی استفاده می کند. در مجموع این تانک را محصول آمیختگی تانکهای امریکایی و روسی می دانند. ایران از کاربران تانکهای روسی T-54 و T-55 و T-72 است.
نیروی زمینی ایران از کاربران قدیمی تانکهای سری M و به ویژه M60 محسوب می شود. تمامی تانک های مدل T روسی از موتور دیزلی استفاده می کنند که اگزوز آن، بالای بدنه و سمت چپ تانک قرار دارد. احتمالن ذوالفقار نیز از یک موتور دیزلV شکل با توانایی تقریبی 1000 اسب بخار استفاده می كند. این میزان قدرت با توجه به وزن تانک که آن را در حدود 40 تن تخمین می زنند، سرعت قابل توجهی معادل 70 تا 80 کیلومتر بر ساعت به ذوالفقار می دهد. برجک تانک دارای زاویه های هندسی مناسبی است که به خاطر نوع طراحی آن، برخی از صاحب نظران نظامی را بر آن داشته تا ادعا کنند که تانک ذوالفقار، تقلیدی ساده از تانک آبرامز (M-1) امريكايي است.
همانند سایر تانکها، راننده ی تانک ذوالفقار نیز در سمت چپ بدنه قرار می گیرد. راننده ی تانک می تواند با باز کردن دریچه دید بالای سر خود، به سمت راست به هدایت چشمی تانک بپردازد و یا اینکه از پریسکوپ استفاده نمايد. تانک ذوالفقار مجهز به سیستم دید در شب و سیستم تهویه هوا برای خارج کردن گاز ناشی از شلیک توپ است. صنایع نظامی ایران، کار مقاوم سازی تانک های نیروی زمینی ارتش را در برابر حملات میکروبی و شیمیایی آغاز کرده كه این تغییرات و بهسازی ها، شامل حال مدل های جدید ذوالفقار نیز شده است. توپ پرقدرت 125 میلی متری ذوالفقار همانند تانک T-72، به صورت خودکار مسلح می شود. همچنين تانک ذولفقار، مجهز به مسافت یاب لیزری است و برجک آن نیز دارای سیستم برقی می باشد.
ذوالفقار1
در ذوالفقار 1 ، می توان سیستم هشدار دهنده و پدافند لیزری ساخت سازمان صنایع دفاع ایران را نیز دید. این سیستم می تواند کاربران خود را با تابش پرتوهای لیزر هدایت کننده، از جنگ افزارهای هدایت شونده ی ضدتانک آگاه کند. این سیستم توانایی تشخیص پرتوهای مستقیم و یا غیرمستقیم مسافت یاب های لیزری را از نشانه گذارهای لیزری دارد. این سیستم قدرت واکنش پرسنل تانک را در برابر تهدیدها افزایش داده و حتی امکان فعال شدن خودکار و به موقع واحدهای پدافندی را در سمت زاویه تهدید فراهم می سازد. پدافند مورد استفاده این سیستم به صورت انتخابی، می تواند ترکیبی از پرتاب کننده های نارنجک دودزا باشد. این کار باعث شکستن قفل لیزری پرتابگرهای دشمن می شود. پوشش این سیستم هشدار دهنده 360 درجه در افق و 60 درجه در ارتفاع است.
عمده تغییرات مدلهای ذوالفقار، بیشتر در قسمت برجک تانک بوده است. آنچه که از تصاویر ذوالفقار3 به دست می آید آن است که بدنه ی ذوالفقار3 ، با اسکلت بندی پیشینیان خود تفاوت دارد. بدنه ی تانک ذوالفقار1 ، شباهت زیادی به تانک M-60 امریکایی داشت و شنی های آن نیز مشابه همان تانک بود. اما در ذوالفقار3 ، بدنه ی تانک دچار تغییرات زیادی شد. این تغییرات شامل افزایش قطر زره بدنه عقبی و همچنین تغییراتی در زره برجک تانک می شود. زره بخش جلویی تانک نیز برخلاف شباهت های قبلیش به زره M-60، این بار بخش بالایی آن با زاویه دید راننده تانک برابر شده و صاف به نظر می آید. این تغییرات به چند دلیل صورت گرفته است: اولین دلیل تزریق تکنولوژی های جدید به چرخه ی صنایع تانک سازی ایران است و دومین عامل آن می تواند افزایش تهدیدها از جانب تسلیحات جدید ضدتانک باشد. به این معنی که ذوالفقار، برای مقاومت بهتر در برابر این نوع تسلیحات (که روز به روز هوشمندتر می شوند) به زره بهتر و بسیار زخیم تری با آلیاژهای بهتر مجهز شده است.
مدلهای ابتدایی تانک ذوالفقار، نمایانگر نوع سمت گیری های نظامی ایران در همکاری های نظامی با کشورهایی نظیر کره ی شمالی و یوگسولاوی است. تانکهای ذوالفقار1 و 2 ، با استفاده از تکنولوژی روسیه و بلوک شرق ساخته شدند. اما ذوالفقار3 ، حاصل همکاری نظامی ایران با کشورهای خارج این حوزه است. برخی از منابع اطلاعاتی ، از همکاری نظامی ایران و برزیل خبر داده بودند و برخی دیگر احتمال خرید برخی تکنولوژی فاصله یاب دقیق لیزری از IAI (یا Israel Aircraft Industries) داده اند.
این احتمال که ایران تکنولوژی های تازه ای را از برزیل و اسرائیل (با واسطه ی کشور رومانی) دریافت کرده باشد زیاد است. باید دانست که برزیل خود دارای تکنولوژی ساخت تانک است و تاکنون صنایع نظامی آن کشور ، چند تانک را برای ارتش برزیل طراحی کرده و به مرحله ساخت رسانده است. به همین دلیل ذوالفقار 3 ، شباهتهایی با تانک برزیلی اوسریو دارد.
T-72Z
ایران به جز تانک ذوالفقار، تانک سفیر74 را نیز تولید می کند. (سفیر 74 ، همان تانک T-72S روسی است) صنایع دفاعی ایران همچنین زره پوش های تندر 1 و 2 و همچنين نفربری به نام براق را نیز به تولید رسانده است.
براق
این صنایع همچنین بر روی موشکهای ضدزره نیز کار می کند و تاکنون انواع مختلفی از موشک های هدایت شونده و غیرهدایت شونده را برای ارتش ایران تولید کرده است. (موشک ضدتانک طوفان و رعد 1 و 2) به نظر می رسد صنایع دفاعی ایران پس از هجوم امریکا به عراق و افغانستان، روند کار خود را شتاب بخشیده و به احتمال زیاد خط تولید تانک ذوالفقار نیز تقویت شده است. اکنون حدس زده می شود تانک ذوالفقار، تانکی بسیار مدرن و قابل اعتماد است و ارتش ایران می تواند به ساخت یک تانک ایرانی با استفاده از تکنولوژی داخلی افتخار کند. اگر شمار کشورهایی را که توانایی تولید تانک را دارند در نظر بگیریم، آنگاه اهمیت ساخت تانک ذوالفقار را برای ایرانیان بهتر درک می کنیم.
T-72S
منبع: http://military.blogfa.com
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
احتمالا نارنجک انداز زیر لوله و دوربین های نشانه روی چندگانه بر این سلاح نصب می شوند. اما چیزی در این مورد اعلام نشده است. هر گونه استفاده از این مقاله با ذکر نام نویسنده و آدرس وبلاگ مجاز می باشد... |
|
موشک هدایت شونده ضد زره توفان ۲
با پیدایش تانک هایی با بدنه ای ضخیم و مجهز به زره های واکنش گر انفجاری و به کارگیری آنها در نبرد های زمینی ، موشک های ضد زره با سر جنگی های دومرحله ای پا به عرصه نبرد گذاشتند. متخصصان صنایع موشکی ایران هم با به کارگیری توان علمی و فنی خود تحقیقات بر روی این نوع موشک ها را شروع و موفق به ساخت و تولید موشک توفان 2 با سر جنگی دو مرحله ای شدند . این موشک دارای دو سر جنگی پیشرو و اصلی می باشد . سر جنگی پیشرو که در نوک دماغه پروب تلسکوپی تعبیه می شود ، قادر است زره روی تانک را پاکسازی نموده تا سر جنگی اصلی بتواند به داخل تانک نفوذ و آن را منهدم کند .این موشک قابلیت نصب بر روی نفربر ، بالگرد و خودرو و نیز شلیک زمین به زمین ، هوا به زمین و زمین به هوا را داراست و تا 92 % برخورد با هدف را تضمین می کند. البته با توجه شباهت زیاد ظاهری موشک های توفان و موشک های تاو آمریکایی ، می توان گفت که موشک توفان نوعی الگو برداری از موشک تاو و بومی سازی تکنولوژی آن است . لازم به ذکر است که موشک های تاو سال ها در اختیار یگان های نیروی زمینی ارتش قرار داشته اند و در دوران جنگ هم استفاده فراوانی از آنها شد . هم اکنون هم مدل های جدیدتر تاو در اختیار ارتش آمریکا در عراق قرار دارد .
پرتابگر موشک توفان ۲
موشک توفان ۲ ساخت ایران
خانواده موشک های تاو ساخت آمریکا
مشخصات فنی موشک توفان ۲ طول موشک با پروب باز شده : ۱۴۵ سانتی متر قطر موشک : ۱۵ سانتی متر وزن موشک : ۱۹ کیلوگرم وزن سرجنگی : ۴ کیلوگرم نوع سوخت : جامد زمان پرواز ( تا 3000 متر ) : ۱۳ ثانیه
مشخصات فنی موشک تاو آمریکایی طول : ۱۵۵ سانتی متر قطر بدنه : ۱۵ سانتی متر وزن : ۲۱ کیلوگرم برد : ۴ کیلومتر سوخت : جامد شروع توسعه طرح : اواسط دهه ۱۹۶۰
موشک های توفان 2 می توانند تا 760 میلیمتر در زره های فولادی محافظت شده نفوذ کنند . برد موثر این موشک ها 3850 متر است و قابلیت پرتاب از موشک انداز های تاو را نیز دارند .
جیپ مجهز به موشک های توفان ۲ متعلق به لشکر ۸۴ پیاده لرستان از نیروی زمینی ارتش
سربازان آمریکایی در حال شلیک تاو
اکنون به خاطره زیر که مربوط به یکی از خلبانان هلیکوپتر های کبرا است توجه کنید:
" در روز های ابتدایی جنگ به ما ماموریت داده شد تا برای جلوگیری از پیشروی تانک های عراقی وارد عمل شویم و راه آنها را در جنوب کشور سد کنیم . ما هم پس از اینکه پرسنل فنی موشک های تاو را بر روی هلیکوپترها نصب کردند و آنها را آماده کردند به پرواز در آمدیم و به سمت ستون های تانک های عراقی حرکت کردیم . ( باید یاد آوری کنم که در زمان شاه نصب موشک ها ، تعمیرات و خیلی از کارهای دیگر هلیکوپترها به عهده مستشاران نظامی آمریکایی بود. ) وقتی به محل مورد نظر رسیدم و آماده شلیک شدم ، متوجه شدم هیچ کدام از موشک ها شلیک نمی شوند و به نوعی قفل شده اند. پس از ارتباط با خلبانان دیگر فهمیدم این مشکل برای تمام هلیکوپتر ها پیش آمده و هیچ کدام از آنها موفق به شلیک نشده بودند. پس از آن دوباره به پایگاه برگشتیم و موضوع را به متخصصان و پرسنل فنی اطلاع دادیم .اما آنها هم اظهار بی اطلاعی کردند و دلیل این اتفاق را نمی دانستند . بالاخره عده ای از همافران هوانیروزی با آوردن تعدادی کتاب که متعلق به مستشاران آمریکایی بود و در پایگاه باقی مانده بود و خواندن آنها و ساعت ها کلنجار رفتن با هلیکوپترها توانستند موشک ها را دوباره آماده شلیک کنند. خوشبختانه در پرواز بعدی تمامی خلبانان توانستند از موشک ها بدون هیچ مشکلی استفاده کنند و تانک های عراقی را منهدم کنند . "
هلیکوپتر کبرا هوانیروز و شلیک تاو در رزمایش ضربت ذوالفقار
کشوری که در ابتدا در استفاده کردن از این موشک ها هم با مشکل مواجه بود هم اکنون به یکی از سازندگان آن تبدیل شده است . |
|
با سلام.:!:
یكی از اولین چیزهایی كه هر فرد مدافع یا نظامی و چریك برای جنگیدن و حتی كوهنوردی و صحرا نوردی لازم است بداند جهت یابی در هر شرایطی است. بهتر است بدانید هوا همیشه آفتابی نیست و شب ها هم همیشه نور ستارگان را در اختیار ندارید. به امید قطب نما هم نباشید چون وسیله ای است خراب شدنی و بهترین كار یاد گرفتن جهت یابی است. یكی دیگر از روش های جهت یابی كه به كماندوها آموزش داده می شود جهت یابی از روی لانه مورچه هاست. مورچه های بزرگ بیابان معروف به مورچه خاكی یا خر مورچه یا مورچه گاز گیر ( در لحجه های مختلف ) می توانند بسیار مفید باشند. با تعقیب كردن یكی از آن ها تا لانه شان بروید و ورودی آن را پیدا كنید. لانه این مورچه ها سوراخ شان اكثرا رو به شمال است. یعنی متمایل به شمال است. علت آن هم نتابیدن مستقیم نور آفتاب به داخل لونه شان است. روش بعدی شناسایی پوشش گیاهی تپه هاست. به تپه ها نگاه كنیدو سمتی كه به طرف جنوب است خشكتر و كم گیاه تر از سمتی است كه رو به شمال است. ( در دشت های ایران ) ممكن است در ابتدا فكر كنید غیر ممكن است اما با علم به این مسئله اگر به تپه ها و كوه ها نگاه كنید متوجه خواهید شد. اگر در بیابان هستید و پوشش گیاهی وجود ندارد می توانید از آفتاب جهت یابی كنید اما اگر هوا ابری شده ( به تازگی ) و می خواهید جهت یابی كنید با پیدا كردن یك تپه پر شیب در جهت های مختلف روی خاك شیب دست بگذارید و حرارت آن را بسنجید و تمام اطراف تپه را نه به صورت پیوسته...بلكه به صورت 180 درجه امتحان كنید ( ابتدا دست بگذارید سپس در سمت مقابل این كار را امتحان كنید ) نحوه جهت یابی به این صورت است كه در تپه های پر شیب طرفی كه رو به شمال است خاكش خنك تر از طرفی است كه رو به جنوب است. روش بعدی بسیار نادر است اما با اینحال در وضعیتی ممكن است ناچار باشید. اگر زنبوری دیدید به حركت آن دقت كنید. اگر مسنقیم پرواز می كرد بدانید یا به سمت لانه می رود یا به سمت گل. اما اگر در محیطی پروازی رقص مانند به نمایش می گذاشت ( دور از لانه ) در حركت آن دقیق شوید. زنبورهای در جستجوی گل در حركات مارپیچی خود برای مدتی به سمت شمال پرواز می كنند ( چند ثانیه ) بعد ناگهان چند دور دور خود می چرخند و حركت نا منظمی را آغاز می كنند و بعد از مدتی ناگهان رو به شمال می كنند و مدتی مستقیم به سمت شمال می روند و این كار را پیاپی انجام می دهند. روش دیگر از روی شناسایی پرنده های مهاجر است. در دشت های مركزی ایران به طور معمول در بهار اكثر پرنده ها از جنوب به شمال و در پاییز از شمال به جنوب پرواز می كنند ( در دسته های چند تایی ) روش بعدی هم بسیار نادر است و آن جفت گیری سمندر هاست. اكثر سمندر ها در حین جفت گیری در روز معمولا رو به جنوب با هم جفت گیری می كنند اما به خوبی این نكته هم قید شده كه این روش اصلا قابل اطمینان نیست. اگر سوسك مصری دیدید كه گلوله ای از پهن خشك را می غلتاند و با خود می برد اگر دو سوسك بودند بدانید كه ( در ایران ) به سمت غرب می روند اما اگر یك سوسك بود ممكن است به هر جهتی برود. روش دیگر از روی لانه مورچه های سرخ است. اگر لانه ای از مورچه های سرخ پیدا كردید به جهت سوراخ آن اعتماد نكنید بلكه لانه را بدون تخریب قسمت های زیرین بكنید. اگر توانستید حفره ای را كه لاروهای مورچه قرمز در آن نگهداری می شوند پیدا كنید به فاصله 50 سانت اطراف آن را كنده و سعی كنید دومین محل نگهداری لارو ها را پیدا كنید. اگر هر دو محل متعلق به 1 لانه باشند محل این 2 قسمت نگهداری لارو ها در امتداد شمال جنوب است. یعنی اگر خطی را بین 2 محل نگهداری رسم كنید آن خط امتداد شمال جنوب را نشان می دهد. روش بعدی چشیدن خاك است. اگر توانستید مسیری باقی مانده از یك جریان قدیمی آب مانند نهر یا جوب خشك شده ای را در روی یك شیب پیدا كنید ( در بیابان ) اگر خاك پایین شیب آن شور تر از خاك بالای شیب بود بدانید كه شیب به سمت جنوب است. اما اگر شورتر نبود دلیل بر به سمت شمال بودن شیب نیست. در شب یك مار صحرایی را دنبال كنید. ( بسیار مواظب باشید به آن نزدیك نشوید چون هم خطرناك است و هم اگر نزدیك شوید تغییر جهت داده تا حمله یا فرار كند ). اگر اثر مانده بر شن ناشی از حركت آن كه مانند زیگزاگ است نا متقارن بوده و شیب زیگزاگ های یك طرف ( راست ) از زیگزاگ های چپ بیشتر بود بدانید مار به سمت شرق ( طلوع آفتاب بعدی ) حركت می كرده است. اما اگر زیگزاگ حركت آن منظم بود می تواند به هر جهتی باشد. هر گونه استفاده از این مقاله تنها با ذكر نام نویسنده و وبلاگ ایران نظامی مجاز |
معاون سازمان انرژي اتمي گفت : لحظه توليد محصول اورانيوم 5/3 درصد در نطنز يکي از شيرين ترين لحظات زندگي من بود.
دکتر محمد سعيدي در گفت وگو با خبرنگار "مهر"، گفت : در زندگي ام دو روزرا به عنوان شيرين ترين لحظات زندگي ام سپري کرده ام. يکي روزي که محصول UF6 را به دستور مقام معظم رهبري در کارخانه UCF اصفهان بدست آورديم و ديگري روز 20 فروردين که به غني سازي اورانيوم دست يافتيم و نام خود را به عنوان دهمين کشور دارنده اين تکنولوژي در جهان ثبت کرديم .
به گفته معاون امور بين الملل سازمان انرژي اتمي ايران هشتمين کشور دارنده تاسيسات کامل فراوري اورانيوم (UCF) و دهمين کشور دارنده تکنولوژي و فعال در غني سازي اورانيوم است .
معاون امور بين الملل و برنامه ريزي سازمان انرژي اتمي توضيح داد : آمريکا روسيه ،چين، برزيل و فرانسه و آرژانتين کشور هايي بصورت مستقل و انگليس و آلمان وهلند بطور مشترک در خاک هلند کشور هايي هستند که پيشتر به تکنولوژي غني سازي اورانيوم دست يافته اند .
سعيدي با اشاره به ظرفيت 54هزار سانتريفيوژ در نطنز براي تامين سوخت يک نيروگاه هزار مگاواتي ياد آور شد : ايران برنامه تکميل کارخانه نطنز از جمله زنجيره 3000تايي دستگاه هاي سانتريفيوژ تا پايان امسال را به آژانس بين المللي انرژي اتمي رسما اعلام کرده است .
منبع: خبرگزاري مهر
سيستم الکترونيکي ترمز ABS
در رابطه سيستم الکترونيکي ترمز ABS ) ABS = سيستم ترمز ضد قفل شدن)
اول در رابطه با اصل کار توضيح مي دهم ( با توجه به اين که مطالب دوستمان بسيار کامل و جامع بود)
در هنگام ترمز گرفتن دو نوع اصطکاک وجود دارد
• اصطکاک جنبشي
• اصطکاک لغزشي
زماني که نيروي اصطکاک جنبشي در اثر سر خوردن به اصطکاک لغزشي تبديل مي شود نيروي نگه دارنده هم کاهش مي يابد (اصطکاک جنبشي > اصطکاک لغزشي ) در نتيجه مدت زمان بيشتري براي ايستادن ماشين نياز است . اين اولين موضوع . موضوع بعد اين است که اگر اتومبيلي به ترمز ABS مجهز باشد در هنگام ترمز کردن نيروي گشتاوري که باعث منحرف شدن ماشين مي شود به وجود نمي آيد فکرش را بکنيد که براي يک تريلي 18 چرخ چقدر مي تواند ضروري باشد .( مثل کاميون Volvo vh12 )
سيستم الکترونيکي :
يک سنسور هال افکت ( سنسور هاي حساس به مغناطيس ) روي هر چرخ قرار دارد دقيقا مثل چيزي که درون موس هاي قديمي وجود داشت يک صفحه ي پره پره که يک سنسور مادون قرمز در کنار آن قرار دارد و چرخيدن صفحه باعث مي شود امواج (IR = مادون قرمز ) موجود در بين پره ها قطع و وصل شود و اين قطع و صصل شدن وارد يک پردازنده شده و ميزان و جهت چرخش مشخص مي شود . فقط در سيستم هاي هال افکت جاي امواج IR از مغتاطيس استفاده مي شود و جاي يک صفحه ي پره پره يک صفحه ي اي با زايده هاي توپي فلزي وجود دارد عبور اين زايده هاي نوپي از کنار سنسور هال افکت باعث قطع شدن خطوط ميدان هاي مغتاطيسي مي شود و در نتيجه مي توان ميزان چرخش و جهت آن را برآورد کرد .
يک سيستم پردازنده ي مرکزي سرهت چرخش تمام چرخ ها را اندازه گيري مي کند به محض ترمز گرفتن بايد سرعت چرخش تمام چرخ ها يکي باشد اگر سرعت يکي از آنها هماهنگ نبود يعني آن چرخ در حال سر خوردن است و اين سر خوردن هم باعث اصطکاک جنبشي مي شود و هم باعث انحراف ماشين از خط اصلي مي شود در اين حالت سيستم فشار روغن يا فشار باد
( فشار باد = نيوماتيک و فشار روغن = هيدروليک ) آن ترمز را تا جايي کم مي کند که سرعت آن هماهنگ با سرعت ساير چرخ ها شود .
سيستم پردازنده اين گونه ترمز ها نبايد هيچ گونه تاخيري در پردازش داشته باشد از اين رو به آنها ( بدون تاخير) Real Time مي گويند و عمليات پردازشي آنها توسط کنترل کننده هايي به نام DSP انجام مي شود . ( DSP = پردازنده ي ديجيتال سيگنال ها )
تاريخچه شرکت مايکروسافت Microsoft Corpration بزرگترين شرکت نرم افزاري جهان
شرکت مايکروسافت (Microsoft Corpration) بزرگترين شرکت نرمافزاري دنيا داراي فروشي بيش از دهها ميليارد دلار و حدود ۶۰,۰۰۰ کارمند در بيش از ۹۰ کشور است. اما مشهورترين کارمند آن , مدير عاملش يعني بيل گيتس ؛ ثروتمندترين و پولداترين فرد دنيا که موسس و مدير عامل کنوني مايکروسافت است مايکروسافت در زمينهٔ توليد، نرمافزاري و سختافزاري فعاليتهاي گستردهاي دارد اما آنچه ما بيشتر مي شناسيم سيستم عاملهاي موسوم به ويندوزwindows از جمله ويندوز ايکس پي WinXp آن است
پيشگفتار
شرکت مايکروسافت (Microsoft Corpration) بزرگترين شرکت نرمافزاري دنيا داراي فروشي بيش از دهها ميليارد دلار و حدود ۶۰,۰۰۰ کارمند در بيش از ۹۰ کشور است. پايگاه اصلي مايکروسافت در ردموند در ايالت واشنگتن آمريکا واقع شده است. مايکروسافت در زمينهٔ توليد، صدور مجوز، و ارائهٔ خدمات نرمافزاري و سختافزاري فعاليتهاي گستردهاي دارد. معروفترين محصولات اين شرکت سيستم عامل ويندوز و مايکروسافت آفيس هستند که هر دو به موفقيت گستردهاي در ميان کاربران رايانه دست يافتند. از ديگر محصولات اين شرکت ميتوان به کنسول بازي Xbox اشاره کرد.
آغاز شرکت مايکروسافت (Microsoft Corpration)
اين شرکت در سال ۱۹۷۵ توسط بيل گيتس و پل آلن در شهر ردموند ايالت واشنگتن آمريکا تأسيس شد. مايکروسافت از تمام وجوه اعم از نرم افزارها، مدارک و ساپورت ها و کالاها براي تمام فعاليتهاي کامپيوتري پيشرفت کرد.
تاريخچه شرکت مايکروسافت (Microsoft Corpration)
"Micro-soft" کوتاه شده کلمات Microcomputer software) در ابتدا توسط بيل گيتس و پل آلن در Albuquerque در نيو مکزيکو سال ۱۹۷۵ ايجاد شد، که فعاليت آنان براي گسترش و فروش basic Interpreters براي Altair ۸۸۰۰ بود. سرانجام اين کمپاني توانست حکمفرما تمام سيستمعاملها شود. آغاز مايكروسافت بدون خط فاصلهواژه مايكروسافت (بدون خط فاصله بين دو جزء مايكرو و سافت) را اولين بار بيل گيتس در نامه اي كه نوامبر 1975 به پل آلن نوشت، به كار برد. ايجاد کننده کمپاني، پل آلن در راه براي ملاقات بيل گيتس بود که آن وقت به مجله اي برخورد که حاوي اطلاعاتي در مورد Altair ۸۸۰۰ بود. Altair ۸۸۰۰ اولين microcomputer (کوچکرايانه) بود که وارد عرصه رقابت کامپيوتري شد. چند روزي بعد، بيل گيتس با MITS که سازنده آن ميکروکامپيوتر بود تماس گرفت و آنان را از ساخت نرم افزاري که توسط گروهش با Basic نوشته شده بود مطلع ساخت. اين نرم افزار براي Altair ۸۸۰۰ نوشته شده بود.
جالب اينجا بود که نه بيل گيتس و نه پل آلن تا آن موقع دست هم به Atair ۸۸۰۰ نزده بودند. ولي با اين حال، MITS بسيار تمايل به داشتن اين برنامه داشت. بعد از هشت هفته، هنگامي که گيتس و آلن به اين باور رسيدند که برنامه به پايان رسيده و آماده انتشار هست، آلن به MITS رفت تا سيستم جديد بيسيک را پرده برداري کند. آلن تا حالا Altair به دست هم نگرفته بود، با اين حال توانست با موفقيت نرم افزار را ارائه دهد. و همين باعث شد تا MITS برنامه ي آنان را براي Altair platform خريداري کند. بعد از اين موفقيت گيتس دانشگاه (هاروارد) را رها کرد و به دنبال بازار رفت و در نهايت کمپاني مايکروسافت را تأسيس کرد.
اولين دفتر بين المللي مايکروسافت
در سال 1978 مايكروسافت اولين دفتر بين المللي اش را در ژاپن راه انداخت و يك سال بعد هم دفترش را از نيومكزيكو به واشنگتن برد. استيو بالمر، همان موقع به مايكروسافت پيوست و جالب اين كه با رياست گيتس جوان بر هيأت رئيسه هم موافقت كرد.
اولين سيستم عامل مايکروسافت
مايكروسافت اولين سيستم عامل خود را در۱۹۸۰ به بازار عرضه كرد. اين سيستم عامل، ورژن متفاوتي از يونيكس بود كه شركت با كسب اجازه از ايتياندتي (AT&T) با عنوان زي نيكس به بازار فرستاد. زي نيكس خيلي فراگير نبود و در ابتدا فقط توسط نرمافزارسازها مورد استفاده قرار مي گرفت. اما نكته قابل توجه اين است كه اين ورژن يونيكس، تبديل به نخستين ورژن مايكروسافت ورد شد. مايكروسافت ورد (كه آن موقع اسمش مولتي تول ورد بود) به خاطر قابليت نمايش متن هاي بولد شده در كنار ساير توانايي هايش خيلي زود معروف شد. البته شعار هر چه مي بيني، همان را مي گيري هم به اين امر كمك كرد. كپي هاي مجاني مايكروسافت ورد به همراه شمارة نوامبر 83 مجله پي سي ورلد بين مردم توزيع شد. كاري كه براي اولين بار اتفاق مي افتاد. اما موفقيت اصلي مايكروسافت، با سيستم عامل داس اتفاق افتاد؛ آن هم فقط يك سال بعد از عرضه مولتي تول ورد به بازار و بعد از اين كه مذاكرات مايكروسافت با ديجيتال ريسرچ به نتيجه اي نرسيد. آيبيام قراردادي با مايكروسافت بست تا ورژن جديدي از سيستم عامل سيپيام را تهيه كند. مايكروسافت براي اين كار۵۰هزار دلار به تيم پترسن داد و سيستم عامل سريع و كثيف QDOS Quick & Dirty را خريد و با نام پيسيداس به آيبيام داد . منتها به خاطر قوانين كپي رايت، آيبيام ناگزير شد سيپيام و پيسيداس را با هم به بازار بفرستد. اولي۲۵۰ دلار و دومي۴۰ دلار. خب شما باشيد، كدام را مي خريد؟ ملت آمريكا هم همين كار را كردند و نتيجه اين شد كه به قول معروف، مشتري بر پي سي داس جوشيد!
وقتي كه ويندوز آمد
با همه اين موفقيت ها مايكروسافت هنوز شركت خيلي مهمي محسوب نميشد و خرده پا بود. گيتس و دوستانش دنبال يك فرصت مناسب مي گشتند تا بيشتر از اين ها خودشان را مطرح كنند. اين فرصت وقتي دست داد كه شركت كمپك، باياس (BIOS) آيبيام را گرفت.
سيستم عامل ام اس داس ms-dos تا ويندوزها
به دنبال اين اتفاق، مايكروسافتي بر آن شد كه جايگاه آيبيام را در بازار سيستم عامل بگيرند. آن ها سيستم عامل اماسداس معروف را طراحي كردند كه روي پيسي هاي غير آيبيامي قابل استفاده بود. و به اين ترتيب، مايكروسافت سري در بين سرها درمي آورد. تا اين لحظه هيچ خبري از ويندوز نيست. نسخه ابتدايي ويندوز در نوامبر 1985 به بازار آمد كه در واقع، همان نسخه گرافيكي اماسداس بود. اما قبل از آغاز امپراتوري ويندوز بر سيستم عامل ها، بايد رقيب جدي ديگري از سر راه برداشته مي شد: او اس تو، كه محصول يك پروژه مشترك بين آي بي ام و مايكروسافت بود و در 1987 بعد از نسخه ابتدايي ويندوز وارد بازار شده بود. دو سال بعد مايكروسافت اعلام كرد كه نسخة آخر ويندوز يعني ويندوز 3 را در سال هاي نخست دهه۹۰ به بازار خواهد فرستاد. بعد از اعلام اين خبر، گيتس با تلاشي آرام و چندساله، سعي كرد اين مسأله را جا بيندازد كه برخلاف تصور، آينده كامپيوترها در دست او اس تو نيست. او در مي۱۹۹۱ رسما اعلام كرد كه شراكت بر سر او اس تو به پايان رسيده و مايكروسافت از اين به بعد، همه هم و غم خود را صرف ويندوز خواهد كرد. آدم هايي كه ويندوز را جدي نگرفته بودند و سرمايه شان را انداخته بودند توي كار او اس تو، با اين حرف گيتس شديدا شوكه شدند و حتي مايكروسافت را به فريب متهم كردند. اما سرانجام اين او اس تو بود كه به خاك سياه نشست و ويندوز، سيستم عامل محبوب همگان شد
. همزمان با اين تحولات، مايكروسافت يكي ديگر از برگ هاي برنده خود را رو كرد: مايكروسافت آفيس. مايكروسافت آفيس به همراه مايكروسافت ورد و مايكروسافت بوك شلف كه يك مجموعه مرجع بود، محتويات نخستين ديسك شركت مايكروسافت را تشكيل مي دادند. موفقيت هاي مايكروسافت همچنان ادامه داشت.
ويندوز 1/3 در نوامبر 92 به بازار عرضه شد كه در عرض دو ماه، سه ميليون كپي فروخت. يك سال بعد، ويندوز مهم ترين سيستم عامل گرافيكي در تمام دنيا بود. كار به جايي رسيد كه مجلة معتبر فورچون، مايكروسافت را مبتكرترين كمپاني در ايالات متحده در سال 93 ناميد. آغاز امپراتوري استراتژي گيتس توسعه دامنه كارش بود. به همين خاطر در 1994 مايكروسافت انكارتا را به راه انداخت؛ نخستين دايره المعارفي كه روي كامپيوتر قابل اجرا بود. كمپاني براي اين كه آدم هاي غير فني ـ كامپيوتري را هم به سمت خودش جلب كند، شعارش را به امروز كجا مي خواهي بروي؟ تغيير داد. كار بيل گيتس ديگر حد و مرز نميشناخت. با دريم وركس اسكاجي ريخت روي هم و سال 95 براي توليد سرگرمي هاي چندمنظوره يك شركت تازه تأسيس كردند. البته همان وقت ها مايكروسافت باب را هم به بازار فرستاد كه جايگزين برنامه ريز ويندوز 1/3 شود كه خب، سوتي خيلي بزرگي قلمداد شد و كلي هم برايش جوك ساختند. كاري هم نمي شود كرد. بعضي وقت ها آدم را بدطوري جو مي گيرد! اما ويندوز 95 دهان همة متلك گو ها را بست. تا قبل از آن، مايكروسافت يك شركت تجارت محور قلمداد مي شد. اما ويندوز 95 باعث شد كه ديگر آن را يك شركت مشتري محور بدانند.
ويندوز 95 براي كاربر چيز كولاكي بود. تازه استارت منو هم داشت! در همان چهار روز اول، ملت بيش از يك ميليون نسخه اش را مثل نقل و نبات خريدند! در سپتامبر 95 دولت چين ويندوز را به عنوان سيستم عامل رسمي كشورش انتخاب كرد و از مايكروسافت خواست نسخه چيني ويندوز را برايشان آماده كند. حواستان هست كه چين چقدر جمعيت دارد؟ اواسط دهه۹۰ گيتس تصميم گرفت مايكروسافت را بفرستد روي شبكه جهاني اينترنت. اين شد كه MSN (مايكروسافت نت ورك) به وجود آمد. اين يك سرويس آنلاين بود كه قرار بود با AOL رقابت كند. بعد با همكاري ان بي سي، ايستگاه كابلي خبري MSNBC را علم كرد تا رقيب سيانان باشد. تازه مجلة آنلاين Slate را هم به سردبيري مايكل كينسلي راه انداخت.
راه اندازي وب تي وي كه به ملت امكان مي داد از تلويزيون هاشان وصل شوند به شبكه، از ديگر اقدامات مايكروسافت در سال 96 بود.
امپراتوري مايکروسافت تثبيت مي شود
مايكروسافت در اوايل دهه 90 در اشاعه اينترنت بين مردم نتوانست نقش مهمي ايفا كند. اما بعضي تكنولوژي هاي پايه اي كه براي ورود به شبكه راه انداخته بود، بعدا خيلي كاربرد پيدا كرد. در 1997 اينترنت اكسپلورر 4 به بازار آمد كه واقعا تركاند و جاي براوزرهايي مثل نت اسكيپ را به راحتي گرفت. اينترنت اكسپلورر همراه ويندوز به بازار آمد. اما دادگستري آمريكا به اين دليل كه مايكروسافت با اين كار از توافق نامه اي كه در سال 94 امضا كرده، تخطي نموده است، از آن ها خواست كه ديگر اينترنت اكسپلورر و ويندوز را همراه هم به بازار نفرستند. سال 98 سال بزرگ ديگري براي مايكروسافت بود.
نه به اين خاطر كه استيو بالمر شد رئيس شركت (president) و گيتس رئيس هيأت رئيسه (CEO) ماند. بلكه اين سال، سال ورود ويندوز 98 بود كه با اكسپلورر SP4/0 SP1 و FAT32 به عنوان فايل سيستم آمد. در عين حال، در همين سال جنجال هاي زيادي هم در پي افشاي يادداشت هاي داخلي مايكروسافت در اينترنت به پا شد: نرم افزارهاي اوپن سورس تهديدي جدي براي مايكروسافت به حساب مي آيند. اين اسناد كه به اسناد هالووين معروف شده اند، بخشي از اين خطرات را عنوان كرده و در عين حال از فعاليت هاي مايكروسافت عليه لينوكس پرده برمي دارد. مايكروسافت نيز ضمن اين كه به صحت اين اسناد اعتراف كرد، آن ها را صرفاً تحقيقات مهندسي دانست.
پايه هاي امپراتوري مايکروسافت مي لرزند
مي گويند در هميشه روي يك پاشنه نمي چرخد. با شروع سال،۲۰۰۰ روزگار كم كم آن ور سكه را هم به آقاي گيتس و دوستانش نشان داد و ضررهاي مايكروسافت و محكوميت هايش كم كم شروع شد. گرچه اتفاقات خوب نيز كم نبودند و نمي گذاشتند غم زياد توي دل بيل خانه كند. اول از همه در آوريل 2000 حكم پرونده ايالات متحده و مايكروسافت صادر شد و نگذاشت شيريني آمدن نسخه جديد ويندوز (ويندوز۲۰۰۰) بيشتر از دو ماه در دهان گيتس بماند. اين حكم شركت را مجبور مي كرد به دو پاره تقسيم شود. البته بخشي از اين تصميم در دادگاه استيناف، كأن لم يكن شد. مايكروسافت كه اهداف تجاري و خانگي را توأمان نشانه رفته بود، ويندوز XP را سال 2001 آماده كرد. ورژن آپ ديت شده ويندوز 2000 كه از لحاظ گرافيكي تحولي به حساب مي آمد. اما اين موفقيت ها در ادامه به شكستي بزرگ ختم شد. مايكروسافت براي رقابت با سوني و نينتندو، با سرمايه گذاري ميليارد دلاري و توليد و پخش XBOX وارد عرصه بازي هاي كامپيوتري شد. تا سال 2005،ايکس باکس XBOX در بازار فروش آمريكا در رده دوم پس ازPlay Station2 سوني و قبل از Game Cube نينتندو قرار داشت. (در بازار جهاني بعد از هر دو بود.)
اما با اين وجود، با فروش 22 ميليون دستگاه در مقايسه با فروش بيش از 100ميليون دستگاه Play Station 2، ضرر سنگيني معادل 4 ميليارد دلار متحمل شده است. مايكروسافت در اين دو سه سال اخير، كار ساخت net . مقدماتي و سرور ويندوز 2003 را هم به پايان رساند. با اين وجود، بدبختي هاي تازه، دست از سر آقاي گيتس بر نمي دارند.در سال 2004 به دنبال شكايت اتحاديه اروپا، مايكروسافت به پرداخت 613ميليون دلار جريمه محكوم شد و متعهد گرديد كه توافقات قطعي خود با ساير رقبا را افشا كند. همچنين ملزم شد نسخه اي از ويندوز را تهيه و آماده كند كه فاقد مديا پلير باشد.
در عين حال، بعد از اقدام تازه كره جنوبي عليه شركت در سال 2005، مايكروسافت مجبور است علاوه بر پرداخت 33ميليون دلار جريمه ديگر، دو نسخه ويندوز تازه هم براي كره اي هاي محترم تهيه كند. يكي كه هم ويندوز مديا پلير داشته باشد هم ويندوز مسنجر؛ و يكي كه هيچ كدام از اين دو تا را نداشته باشد!
کنسول بازي مايکروسافت ايکس باکس 360 معروف Xbox 360در نوامبر 2005 ، مايکروسافت دومين کنسول بازي خود را با نام Xbox 360 به بازار عرضه کرد . مايکروسافت در زمينه رقابت با کنسولهاي بازي تجربيات خوبي بدست آورده بود و اين بار کنسولي بسيار کامل تر و بهتر نسبت به اولين کنسول خود به بازار عرضه کرد . Xbox 360 در دو مدل با نام هاي Xbox 360 و Xbox 360 Core System عرضه شد . نسخه کامل Xbox 360 داراي دسته بي سيم ، Hard Drive و چند چيز ديگر مي باشد . نسخه Core System شامل دسته سيمي و بدون Hard Drive و وسايل جانبي مي باشد . Xbox 360 تقريباً يک سال زودتر از رقيبان خود يعني PlayStation 3 و Nintendo Wii به بازار عرضه شد . Xbox 360 پيشرفتهاي زيادي نسبت به کنسول قبلي خود کرده است و علاوه بر قدرت سخت افزاري ، داراي طراحي فوق العاده زيبايي مي باشد . Xbox 360 فروش بسيار بهتري نسبت به کنسول قبلي مايکروسافت داشت.
مشکلات با تشکيل اتحاديه بين المللي
در آخر مايکروسافت به يک کمپاني بزرگ بين الملل با دفاتر مختلف در کشور تبديل شد. در هجدهم ماه ميسال ۱۹۹۸ در دپارتمان دادگاهي ايالات متحده آمريکا، ۱۹ ايلت شروع به مخالف عليه مايکروسافت کردند. آنان بيان کردند که مايکروسافت به صورت غير قانوني با استفاده از قدرت انحصاري خود (Monopoly) در حراج و فروش ويندوز سوءاستفاده کرده است. در سوم آپريل سال ۲۰۰۰ دادگاه محدوده آمريکا، Tomas Penfield Jackson قانوني براي مايکروسافت تعيين کرد که مايکروسافت مي‌بايست فعاليتهاي خود را با استفاده از قدرت انحصاري خود به دور از اهداف مبارزه طلبي ادامه دهد.
VDSL
استفاده از خطوط با سرعت بالا به منظور دستيابی به اينترنت طی ساليان اخير بشدت رشد داشته است . مودم های کابلی و خطوط ADSL دو رويکرد متفاوت در اين زمينه می باشند. تکنولوژی های فوق امکان دستيابی کاربران را با سرعت مطلوب به اينترنت فراهم می نمايند. اينترنت بسرعت در حال رشد در تمامی ابعاد است . تلويزيون های ديجيتالی و پخش تصاوير ويدئويي دو کاربرد جديد در اينترنت بوده که علاقه مندان و مشتاقان زيادی را به خود جلب نموده است . به منظور ارائه خدمات فوق و ساير خدمات مشابه ، کاربران و استفاده کنندگان اينترنت نيازمند استفاده از خطوط بمراتب سريعتر نسبت به وضعيت فعلی می باشند. مودم های کابلی و يا خطوط ADSL عليرغم ارائه سرعت مناسب در کاربردهائی که به آنها اشاره گرديد، فاقد سرعت لازم می باشند.
اخيرا" سازمانها و شرکت های متعددی تکنولوژی VDSL )Very high bit-rate DSL) را مطرح نموده اند. برخی از شرکت ها اقدام به ارائه سرويس فوق در برخی از نقاط کشورامريکا نموده اند. VDSL پهنای باند بسيار بالائی را ارائه و سرعت انتقال اطلاعات 52 مگابيت در ثانيه است . سرعت فوق در مقايسه با DSL ( حداکثر سرعت 8 تا ده مگابيت در ثانيه ) و يا مودم های کابلی بسيار بالا بوده و قطعا" نقطه عطفی در زمينه دستيابی به اينترنت از نظر سرعت خواهد بود. نقطه عطف قبلی، گذر از مرحله استفاده از مودم های با ظرفيت 56 کيلو بيت در ثانيه به broadband بود ( مودم های کابلی و خطوط DSL) .
مبانی DSL
در زمان نصب يک تلفن ( استاندارد) در اغلب کشورها از يک زوج کابل مسی استفاده می شود. کابل مسی دارای پهنای بمراتب بيشتری نسبت به آنچيزی است که در مکالمات تلفنی استفاده می گردد ( بخش عمده ای ازظرفيت پهنای باند استفاده نمی گردد ) . DSL از پهنای باند بلااستفاده بدون تاثير گذاری منفی بر کيفيت مکالمات صوتی ، استفاده می نمايد. ( تطبيق فرکانس های خاص به منظور انجام عمليات خاص )
به منظور شناخت نحوه عملکرد DSL ، لازم است در ابتدا با يک خط تلفن معمولی آشنائی بيشتری پيدا گردد. اکثر خطوط تلفن و تجهيزات مربوطه دارای محدوديت فرکانسی در ارتباط با سوئيچ ، تلفن و ساير تجهيزاتی می باشند که بنوعی در فرآيند انتقال سيگنا ل ها دخالت دارند. صدای انسان ( در يک مکالمه صوتی معمولی ) توسط سيگنال هائی با فرکانس بين صفر تا 3400 قابل انتقال است . محدوده فوق بسيار ناچيز است (مثلا" اغلب بلندگوهای استريو که دارای محدوده بين 20 تا 20.000 هرتز می باشند) . کابل استفاده شده در سيستم تلفن قادر به انتقال سيگنال هائی با ظرفيت چندين ميليون هرتز می باشد. بدين ترتيب در مکالمات صوتی صرفا" از بخش بسيار محدودی از پهنای باند موجود، استفاده می گردد. با استفاده از پهنای باند استفاده نشده می توان علاوه بر بهره برداری از پتانسيل های موجود، بگونه ای عمل نمود که کيفيت مکالمات صوتی نيز دچار افت نگردند. تجهيزات پيشرفته ای که اطلاعات را بصورت ديجيتال ارسال می نمايند ، قادر به استفاده از ظرفيت خطوط تلفن بصورت کامل می باشند. DSL چنين هدفی را دنبال می نمايد.
ADSL از دو دستگاه خاص استفاده می نمايد. يکی از دستگاهها در محل مشترکين و دستگاه ديگر برای ISP ، شرکت تلفن و يا سازمانهای ارائه دهنده خدمات DSL ، نصب می گردد. در محل مشترکين از يک ترانسيور DSL استفاده می گردد. شرکت ارائه دهنده خدمات DSL از يک DSL Access Multiplexer استفاده می نمايد .(DSLAM) . از دستگاه فوق به منظور دريافت اتصالات مشترکين استفاده می گردد.
اکثر مشترکين DSL ، ترانسيور DSL را مودم DSL می نامند. مهندسين و کارشناسان شرکت های تلفن به دستگاه فوق ATU-R می گويند. صرفنظر از هر نامی که برای آن استفاده می شود ، دستگاه فوق نقطه برقراری ارتباط بين کامپيوتر کاربر و يا شبکه به خط DSL است . ترانسيور با استفاده از روش های متفاوت به دستگاه مشترکين متصل می گردد. متداولترين روش، استفاده از اتصالات USB و يا اترنت است .
دستگاه فوق در مراکز ارائه دهنده سرويس DSL نصب و امکان ارائه خدمات مبتنی بر DSL را فراهم می نمايد. DSLAM اتصالات مربوط به تعدادی از مشترکين را گرفته و آنها را به يک اتصال با ظرفيت بالا برای ارسال بر روی اينترنت تبديل می نمايد. دستگاههای DSLAM دارای انعطاف لازم در خصوص استفاده از خطوط DSL متفاوت ، پروتکل های متفاوت و مدولاسيون متفاوت (Cap,DMT) می باشند. در برخی از مدل های فوق امکان انجام عمليات خاصی نظير اختصاص پويای آدرس های IP به مشترکين، نيز وجود دارد.
يکی از تفاوت های مهم بين ADSL و مودم های کابلی ، نحوه برخورد و رفتار DSLAM است . کاربران مودم های کابلی از يک شبکه بسته بصورت اشتراکی استفاده می نمايند. در چنين موارديکه همزمان با افزايش تعداد کاربران ، کارآئی آنها تنزل پيدا خواهد کرد. ADSL برای هر يک از کاربران يک ارتباط اختصاصی ايجاد و آن را به DSLAM متصل می نمايد. بدين ترتيب همزمان با افزايش کاربران ، کارآئی مربوطه تنزل پيدا نخواهد کرد. وضعيت فوق تا زمانيکه کاربران از تمام ظرفيت موجود خط ارتباطی با اينترنت استفاده نکرده باشند ، ادامه خواهد يافت . در صورت استفاده از تمام ظرفيت خط ارتباطی اينترنت ، مراکز ارائه دهنده سرويس DSL می توانند نسبت به ارتقاء خط ارتباطی اينترنت اقدام تا تمام مشترکين متصل شده به DSLAM دارای کارآئی مطلوب در زمينه استفاده از اينترنت گردند.
سرعت VDSL
عملکرد VDSL ، در اغلب موارد مشابه ADSL است . عليرغم شباهت های موجود در اين زمينه اختلافات متعددی نيز وجود دارد. VDSL قادر به ارائه سرعت 52 مگابيت در ثانيه برای ارسال اطلاعات از اينترنت به کاربر (Downstream) و 16 مگابيت در ثانيه برای ارسال اطلاعات کاربر بر روی اينترنت (Upstream) است. سرعت های فوق بمراتب بيشتر از ADSL است . در ADSL حداکثر سرعت ارسال اطلاعات از اينترنت به کاربر ، 8 مگابيت در ثانيه و سرعت ارسال اطلاعات از کاربر به اينترنت 800 کيلوبيت در ثانيه است . VDSL سرعت بالای خود را مديون محدودتر شدن فاصله بين مشترکين و مرکز ارائه دهنده سرويس فوق است . حداکثر مسافت موجود 4.000 فوت ( 1.200 متر ) است .
شرکت های تلفن در حال جايگزين نمودن اغلب تجهيزات ( مربوط به تغذيه اطلاعات ) به فيبر نوری می باشند. اکثر شرکت های تلفن از تکنولوژی FTTC)Fiber to the curb) استفاده می نمايند. شرکت های فوق قصد دارند که تمام خطوط مسی موجود را تا محلی که از آنها انشعاب گرفته شده و به منازل مشترکين توزيع می گردد، تعويض نمايند. شرکت های تلفن در تلاش برای پياده سازی سيستم Fiber To the Neighborhood)FFTN) می باشند. در روش فوق در عوض نصب کابل فيبر نوری در هرخيابان ، FFTN دارای فيبر مورد نظر تا جعبه اتصالات ( انشعابات ) برای يک همسايه ( مشترک ) خاص است .
با ااستقرار يک ترانسيور VDSL در منزل و يک VDSL gateway در جعبه تقسيم اتصالات ، محدوديت فاصله کم رنگ خواهد شد. gateway باعث مراقبت از تبديلات آنالوگ به ديجيتال و ديجيتال به آنالوگ که باعث غيرفعال شدن ADSL بر روی خطوط فيبر نوری می گردد. Gateway داده های ورودی و دريافت شده از ترانسيور را به پالس های نور تبديل تا زمينه ارسال آنها از طريق فيبر نوری فراهم گردد. زمانيکه داده ها برای کامپيوتر کاربر ارسال می گردند( برگشت داده ) ، Gateway موجود سيگنال های ورودی از فيبر نوری را تبديل و آنها را برای ترانسيور کاربر ارسال می نمايد. فرآيند فوق در هر ثانيه ميليون ها مرتبه تکرار خواهد گرديد.
ADSL و VDSL صرفا" دو نمونه از تکنولوژط های مربوط به DSL spectrum می باشند . در ادامه به بررسی ساير مدل های مربوط به تکنولوژی فوق اشاره خواهد شد.
مقايسه انواع DSL
نمونه های متفاوتی از تکنولوژی DSL تاکنون پياده سازی شده است :
· Asymmetric DSL)ADSL) . .درمدل فوق بدليل تفاوت سرعت دريافت و ارسال اطلاعات از واژه " نامتقارن " استفاده شده است . ماهيت عمليات انجام شده توسط کاربران اينترنت بگونه ای است که همواره حجم اطلاعات دريافتی بمراتب بيشتر از اطلاعات ارسالی است .
· High bit-rate DSL)HDSL) . سرعت مدل فوق در حد خطوط T1 است ( 1/5 مگابيت در ثانيه ) .سرعت دريافت و ارسال اطلاعا ت در روش فوق يکسان بوده و به منظور ارائه خدمات نياز به دو خط مجزا نسبت به خط تلفن معمولی موجود است .
· ISDN DSL)ISDL) . مدل فوق در ابتدا در اختيار کاربران استفاده کننده از ISDN قرار گرفت. ISDL در مقايسه با ساير مدل های DSL دارای پايين ترين سرعت است . سرعت اين خطوط 144 کيلوبيت در ثانيه است ( دو جهت ) .
· Multirate Symmetric DSL)MSDSL ) . در مدل فوق سرعت ارسال و دريافت اطلاعات يکسان است . نرخ سرعت انتقال اطلاعات توسط مرکز ارائه دهنده سرويس DSL ، تنظيم می گردد.
· Rate Adaptive)RADSL) . متداولترين مدل ADSL بوده و اين امکان را به مودم خواهد داد که سرعت برقراری ارتباط را با توجه به عواملی نظير مسافت و کيفيت خط تعيين نمايد.
· Symmetric DSL)SDLS ) . سرعت ارسال و دريافت اطلاعات يکسان است . در مدل فوق بر خلاف HDSL که از دو خط مجزا استفاده می نمايد ، صرفا" به يک خط نياز خواهد بود.
· Very high bit-rate)VDSL ) . مدل فوق بصورت "نامتقارن " بوده و در مسافت های کوتاه بهمراه خطوط مسی تلفن استفاده می گردد.
· Voice-over DSL)VoDSL) . يک نوع خاص از IP تلفنی است . در مدل فوق چندين خط تلفن ترکيب و به يک خط تلفن تبديل تبديل می شوند.
جدول زير نمونه های متفاوت تکنولوژی DSL را نشان می دهد .
|
نوع DSL |
حداکثر سرعت ارسال |
حداکثر سرعت دريافت |
حداکثر مسافت |
خطوط مورد نياز |
امکان استفاده از تلفن |
|
ADSL |
800 Kbps |
8 Mbps |
18,000 ft |
1 |
Yes |
|
HDSL |
1.54 Mbps |
1.54 Mbps |
12,000 ft |
2 |
No |
|
IDSL |
144 Kbps |
144 Kbps |
35,000 ft |
1 |
No |
|
MSDSL |
2 Mbps |
2 Mbps |
29,000 ft |
1 |
No |
|
RADSL |
1 Mbps |
7 Mbps |
18,000 ft |
1 |
Yes |
|
SDSL |
2.3 Mbps |
2.3 Mbps |
22,000 ft |
1 |
No |
|
VDSL |
16 Mbps |
52 Mbps |
4,000 ft |
1 |
Yes |
استانداردهای VDSL
دو کنسرسيوم متفاوت در تلاش برای استاندارد نمودن VDSL می باشند. کنسرسيوم VDSL Alliance ، از يک سيستم Carrier با نام Discrete MultiTone)DMT) استفاده می نمايد. اکثر تجهيزات توليد شده ADSL از روش DMT استفاده می نمايند.
DMT ، سيگنال مربوطه را به 247 کانال مجزا تقسيم می نمايد.هر کانال دارای باند 4 کيلو هرتز می باشند. ( وضعيت فوق مشابه آن است که شرکت تلفن مربوطه ، خط مسی موجود را به 247 خط 4 کيلو هرتزی مجزا تقسيم و هر يک از خطوط فوق را به يک مودم متصل نموده است . استفاده همزمان از 247 مودم که هر يک دارای باند 4 کيلوهرتز می باشند.) هر يک از کانال ها کنترل و در صورتيکه کيفيت يک کانال افت نمايد ، سيگنال بر روی کانال ديگر شيفت پيدا خواهد کرد. فرآيند شيفت دادن سيگنا ل ها بين کانال های متفاوت و جستجو برای يافتن بهترين کانال ، بصورت پيوسته انجام خواهد شد. برخی از کانال ها بصورت دو طرفه استفاده می شوند ( ارسال و دريافت اطلاعات ) کنترل و مرتب سازی اطلاعات در کانال های دو طرفه و نگهداری کيفيت هر يک از 247 کانال موجود ، پياده سازی استاندارد DMT را نسبت به CAP بمراتب پيچيده تر نموده است . استاندارد DMT دارای انعطاف بمراتب بيشتری در رابطه با کيفيت خطوط و کانال های مربوطه است .
کنسرسيوم دوم ،VDSL Coalition نام دارد . در استاندارد ارائه شده توسط کنسرسيوم فوق از دو سيستم Carrier استفاده می گردد. Quadrature Amplitude Modulation)QAM) و Carrierless Amplitude Phase)CAP) دو نمونه سيستم Carrier ، می باشند.
استاندارد CAP ، سيگنال ها را به سه باند مجزا تقسيم می نمايد : مکالمات تلفن دارای باند صفر تا 4 کيلو هرتز ،. کانال دريافت اطلاعات از کاربر برای سرويس دهنده دارای باندی بين 25 تا 160 کيلو هرتز (Upstream) و کانال ارسال اطلاعات از سرويس دهنده برای کاربر ، دارای محدوده ای بوده که از 240 کيلو هرتز شروع می گردد. حداکثر باند فوق به عوامل تفاوتی نظير : طول خط ، تعداد کاربران موجود در يک شرکت تلفنی خاص و ...بستگی دارد، بهرحال حداکثر محدوده باند فوق ، از 1.5 مگاهرتز تجاوز نخواهد کرد. سيستم فوق (CAP) با استفاده از سه کانال فوق قادر به ارسال سيگنال های مربوطه خواهد بود.
QAM ، يک روش مدولاسيون خاص بوده که با توجه به نوع نسخه استفاده شده، باعث triples اطلاعات ارسالی در طول يک خط می گردد. در روش فوق از مدولاسيون ( تغيير شکل موج حامل ) و شيفت فاز ( تغيير زاويه موج حامل ) استفاده می گردد. يک سيگنال unmodulated صرفا" دو حالت صفر و يک را ارائه می دهد. ( در هر سيکل صرفا" يک بيت اطلاعات ارسال خواهد شد ) با ارسال موج دوم که به اندازه 90 درجه شيفت پيدا کرده است ( نسبت به اول ) و مدولاسيون هر يک از امواج ، دو نقطه در هر موج وجود خواهد داشت . ( هشت حالت ممکن ) . بدين ترتيب امکان ارسال سه بيت در هر سيکل بوجود خواهد آمد: داشتن دو وضعيت معادل يک بيت است (2=21) ، چهار وضعيت معادل دو بيت (4=22) و هشت حالت معادل سه بيت است (8=23) . با افزدون چهار موج و شيفت فاز هر يک به اندازه 15 درجه ، می توان16 حالت متفاوت را ارائه و امکان ارسال 4 بيت در هر سيکل ، فراهم خواهد شد.
|
|